- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

تفاوت پنداشت با واقعیت


ادراک[۱] فرآیندی است که به وسیله آن، افراد پنداشت‌ها و برداشت‌هایی را که از محیط خود دارند تنظیم و تفسیر می‌کنند و بدین وسیله به آن معنا می‌دهند. نگرش[۲] یعنی نظری که فرد درباره افراد، چیزها و رویدادهای اطراف خود ابراز میدارد .

لذا چنین می شود گفت که ادراک فرآیند کسب نگرش از ارزش هاست، در تعامل با محیط. یعنی ما با ابزار ادراک، می توانیم نگرش مان را از ارزش ها بدست آوریم.

بر این اساس ما همیشه بدنبال رسیدن به برداشت و درک و جمع بندی ای درباره موضوعات مختلف هستیم، بر اساس نظام ارزش مان و با استفاده از روش های ادراکی و تعاملات محیطی. یعنی به دنبال کسب واقعیت ها هستیم. امّا همیشه برداشت مان با واقعیت منطبق نخواهد بود، و همواره با درصدی خطا مواجه خواهیم بود. بر همین اساس است که انسان را ممکن الخطاء (و نه جایز الخطاء[۳]) می نامند.

لذا انسان عاقل همیشه درصدی را برای امکان خطا در برداشت هایش در نظر می گیرد و اگر به این نکته رسید که خطا کرده بدون رودربایستی به خطایش اعتراف می نماید، و اصلاح می کند. در این راستا فرمایش زیبای امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را ملاحظه نماییم.

«شما که از الآن می‏خواهید ان شاء اللَّه در نظامْ، رو به توانایى بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلى توجه کنید که آیا دارید وقتى که قدرت پیدا می‏کنید، وقتى رئیس یک فوج می‏شوید، رئیس یک پادگان می‏شوید، در خودتان توجه کنید که می‏خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را؛ یا می‏خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد. یک مطلبى را که می‏گویید چنانچه خطایش را فهمیدید، حاضرید به اینکه بگویید من خطا کردم، اشتباه کردم؛ یا همان خطا را می‏خواهید تا آخر به پیش ببرید.

از مفاسدى که دیکتاتورى دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبى را که القا می‏کند، بعدش نمی‏تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبى که القاکرده است اگر خلاف مصلحت است، اگر خلاف مصالح، فرض کنید، کشور خودش هم هست، خلاف مصلحت ارتش هم هست، نمی‏تواند که از قولش برگردد؛ می‏گوید: گفتم، و باید بشود! این بزرگترین دیکتاتوریهاست که انسان به آن مبتلا هست که «چیزى که گفتم باید بشود» ولو اینکه یک کشور به تباهى کشیده بشود. این دیکتاتورى هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتورى بود که وقتى مثلًا مشاهده این معنا را می‏کند که خطا کرده است و نباید این‏طور حمله را به مثلًا شوروى بکند، این را اظهار نمی‏کند؛ عقیده‏اش این است که «باید این کار بشود» «گفتم و باید بکنم». دیدید که این شخص که گفت «باید بشود» آن طور به مذلت کشیده شد .

انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند ومطالبش را برهانى بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که لا إِکْراهَ فِى الدِّینِ (۱) براى اینکه تحمیل عقاید نمی‏شود کرد. امکان ندارد که همین طورى یک کسى تحمیل عقاید بکند. این باید با یک توطئه‏هایى [باشد] که بد را به دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد. یا اینکه اگر انسان باشد و اگر تربیت شده باشد با برهان آن مطلبى را که دارد به مردم بفهماند. تحمیل نباشد. آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید. شما توجه به این معنا داشته باشید که چنانچه ان شاء اللَّه رئیس و فرماندار شدید، این خوى را که در انسان هست این خوى را از خودتان زایل کنید. و از الآن توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلا به این خودخواهى عظیم باشید که منشأ دیکتاتورى و منشأ همه مفاسد است. اگر یک چیزى را دیدید که واقعاً خلاف کردید، اعتراف کنید.

این اعتراف، شما را در نظر ملتها بزرگ می‏کند؛ نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می‏کند. پایبند بودن به خطا، انسان را خیلى منحط می‏کند. انسان یک حرفى زده است و خطا گفته است؛ بعد که دید خطا گفته است، اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطاى خودش را به کرسى بنشاند، این همان دیکتاتورى بسیار فاسد است ولودر صورت غیردیکتاتورى باشد، لکن دیکتاتورى است. و این می‏رسد به آنجایى که انسان را هیتلر از کار در می‏آورد، رضاخان از کار در می‏آورد.»[۴]

حالا خوب است نگاهی هم به عکس زیر کنید.  به نظر شما در تصویر زیر رنگ قسمت بالایی و پایینی چه تفاوتی با هم دارد؟خطای دید [1]

 

خوب دقت کنید

……………………

 

رنگ هر دو قسمت یکی است!!!

برای اطمینان یک بار دیگر به تصویر برگردید و با انگشت خود روی خط جداکننده را بپوشانید و نگاه کنید.

آیا بین برداشت اولیه تان با واقعیت تفاوتی وجود داشت؟


[۱] Perception

[۲] Attitude

[۳] برداشت غلطی در بعضی ها رخ داده که چون انسان جایز الخطاء است، پس خطا کردن های او جایز است! که برداشتی نادرست است. لذا بهتر است همواره از عبارت ممکن الخطاء استفاده گردد.

[۴] صحیفه امام – ج‏۱۴ – ص ۹۲    ویژگى‏ها و مفاسد دیکتاتورى