- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

حسن ظن یا سوء ظن

همواره در ذهن مومنین، دوتایی هایی وجود دارد، که بر اساس اصول و متناسب با شرایط باید یکی را انتخاب نموده و عمل صالح را برگزینند، و به آن عمل نمایند. یکی از این موارد دوتایی حسن‌ظن و سوء‌ظن است.

در این باب سوالی همواره در ذهن مومنان وجود دارد که آیا باید همواره حسن ظن داشت و حمل بر صحت نمود، و یا گاهی و در بعضی مواضع نباید حسن ظن داشت؟! البته در اینجا دو مخاطب را از هم جدا می کنیم. زیرا سوالی مطرح است که حسن ظن به چه کسی؟ حسن ظن به خدا یا مردم؟

 

بدیهی است حسن ظن به خدا یکی از اصول عقلی و نیز دینی ماست. چنانچه خداوند می فرماید: «وَیُعَذِّبَ المُنافِقینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکینَ وَالمُشرِکاتِ الظّانّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَهُ السَّوءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَساءَت مَصیرًا» یعنی: «و  مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!»؛ پس حسن ظن به خدا شرط عقل و علم و دین داری است.

 

اما بحث ما بر روی داشتن و یا نداشتن حسن ظن به مردم است. لذا در اینجا مروری سریع و اجمالی به مطلب می نماییم.

——————————-

در دین اسلام اصل بر حسن‌ظن به دیگران است. چنانچه خداوند می فرماید: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَ‏ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قالُوا هذا إِفْکٌ مُبینٌ»[۱] [1] یعنی: «چرا هنگامى که آن بهتان را شنیدید مردان و زنان مؤمن به خود گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمتى آشکار است؟» و در قانون مدنی کشور نیز به پیروی از فقه امامیه، اصل صحت را به صراحت پذیرفته است؛ و اجمالًا مى‏توان گفت اصل صحت به نوع برخورد و قضاوت انسان درباره گفتار و کردار و عقاید دیگران (مسلمانان یا اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان) مربوط مى‏شود.[۲] [2]

 

پس پیش فرض ما در تعاملات اجتماعی حسن ظن است. امّا:

 

این اصل مانند بسیاری از اصول دیگر استثنائاتی هم دارد! که اگر به آنها توجه ننماییم سادگی نموده ایم و این هم خلاف عقل و شرع است! لذا در ادامه تعدادی از احادیث مرتبط را ذکر می نماییم، تا با دقت در حال و احوال روزگار، عمل صالح نماییم.

 

در چند جا خوش‌گمان نباش

 

قال علی (علیه السلام) : «إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلاَحُ عَلَى الزَّمَانِ وَأَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حوبهٌفَقَدْ ظَلَمَ! وَإِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وأَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ»[۳] [3] یعنی: «هنگامى که صلاح و نیکى بر زمان و مردم زمان گسترش یابد،دراین حال اگر کسى گمان بد به دیگرى ببرد که از او گناهى ظاهر نشده به اوستم کرده است!و هنگامى که فساد بر زمان و اهل زمان مستولى شود هر کسى‏گمان خوب به دیگرى ببرد خود را فریب داده است

 

و در همین باب امام هادی (علیه السلام) می فرمایند: «إِذَا کَانَ زَمَانٌ، اَلعَدلُ فِیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرَامٌ أَن یُظَنَّ بِأَحَدٍ سُوءً حَتَّی یعلَمَ ذَلِکَ مِنهُ، وَإِذَا کَانَ زَمَانٌ، اَلجَورُ أَغلَبَ فِیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لأَحَدٍ أَن یَظُنَّ بِأَحَدٍ خَیراً مَا لم یَعلَم ذَلِکَ مِنهُ[۴] [4]  یعنی: «هرگاه روزگاری بود که عدالت در آن بر ستم غالب باشد، حرام است که به کسی گمان بد بری مگر این که بدی او بر تو معلوم شود و هرگاه روزگاری بود که در آن ظلم و ستم بر عدل و دادگری غالب باشد، هیچ کس نباید به کسی گمان نیک برد، مگر این که خوبی او بر وی معلوم شود.»

 

قال علی (علیه السلام): الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّن. [۵] [5] یعنی: «پس از صلح به کلى از دشمن حذر کن، چه بسا که دشمن براى غافلگیر کردن تن به صلح دهد. در این زمینه طریق احتیاط گیر، و به راه خوش گمانى قدم مگذار

 

قال علی (علیه السلام): إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلَاؤُکَ عِنْدَهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلَاؤُکَ عِنْدَه. [۶] [6] یعنی: «همانا کسی، مستحق خوش گمانی است، که از تو به او نیکی رسیده و از بلای تو در امان بوده، همچنین کسی سزاوار بدگمانی است که تو به او بلائی رسانده ای و از تو خیر ندیده. یعنی اگر به چنین کسی بدگمان باشی، راه دوری نرفته ای.»

 

 

قال علی (علیه السلام): لَا یَکُنِ اخْتِیَارُکَ إِیَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِکَ وَ اسْتِنَامَتِکَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ مِنْکَ فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ [یَتَعَرَّفُونَ‏] لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ [حَدِیثِهِمْ‏] خِدْمَتِهِم‏ …[۷] [7] یعنی: «در گزیدن این کاتبان تنها به فراست و اطمینان، و خوش گمانى خود اعتماد مکن که مردم براى جلب نظر والیان به آراستن ظاهر مى‏پردازند، و خوش خدمتى را پیشه مى‏سازند. …. لیکن آنان را بیازماى به خدمتى که براى والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏دار بوده‏اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثرى نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته‏تر است- و امتحان خود را داده- که این نشانه خیرخواهى تو براى- دین- خداست و براى کسى که کار او بر عهده شماست‏.»

 

اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین

والسلام

 

———————————————————-

[۱] [8] سوره نور – آیه ۱۲

[۲] [9] http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B5%D9%84_%D8%B5%D8%AD%D8%AA

[۳] [10] نهج البلاغه،حکمت ۱۱۴: نهج البلاغه (للصبحی صالح) / ۴۸۹ / [۱۱۰] ۱۱۴ …..  ص : ۴۸۹

[۴] [11] أعلام الدین فی صفات المؤمنین / ۳۱۲ / من کلام الإمام أبی الحسن علی بن محمد بن الرضا ع …..  ص : ۳۱۱ :

بحار الأنوار (ط – بیروت) / ج‏۷۵ / ۳۷۰ / باب ۲۸ مواعظ أبی الحسن الثالث ع و حکمه …..  ص : ۳۶۵

[۵] [12] نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر، ۴۴۲: نهج البلاغه (للصبحی صالح) / ۴۴۲ / ۵۳ ۴۰۰۰  ص : ۴۲۶

[۶] [13] نهج البلاغه – ۴۳۱: نهج البلاغه (للصبحی صالح) / ۴۳۱ / ۵۳ ۴۰۰۰ ص : ۴۲۶

[۷] [14] نهج البلاغه ص ۴۳۷: نهج البلاغه (للصبحی صالح) / ۴۳۷ / ۵۳ ۴۰۰۰  ص : ۴۲۶