- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

دوازده چالش اصلی فراروی مدیریت فرهنگ استان ها

برای آنکه بتوانیم نسبت به تحلیل سیستم مدیریت فرهنگ بپردازیم، ابتدا لازم است که وضع موجود و چالش های آن را بشناسیم؛ تا پس از آن نسبت به رفع اشکالات آن و نیل به وضع مطلوب موفق شویم.

لذا بر اساس بررسی های علمی کتابخانه ای و میدانی انجام شده، چالش های اصلی فراروی مدیریت فرهنگ در استان ها و کشور احصاء گردیده، که به طور خلاصه در ادامه ذکر می شود.

۱-  ضرورت تدوین و ابلاغ مؤلفه ها و شاخص های فرهنگی

هم اکنون هیچ سندی در دسترس مدیران فرهنگی استان ها وجود ندارد که همه ابعاد، مؤلفه ها، اجزاء، عناصر و شاخص های فرهنگ در آن به طور عملیاتی و یک جا تدوین شده باشد، تا مدیر بتواند بر اساس آن برنامه ریزی نماید. لذا بدیهی است موضوعی که ابعاد و حدود و ثغور آن برای برنامه ریز مشخص نباشد، نمی تواند قابل برنامه ریزی صحیح باشد.

لذا ضروری است که شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به تهیه موارد زیر اقدام و آنها را به عنوان مبانی برنامه ریزی فرهنگ به مبادی مربوطه ابلاغ نماید.

۲-  ناکارآمدی در نظام برنامه ریزی فرهنگی استان ها

دستگاه های فرهنگی دولتی و عمومی مستقر در استان ها، به صورت جزیره ای و بر اساس تشخیص خود؛ و نه بر اساس نیازهای واقعی و اولویت دار استان برنامه خود را مصوّب و اجرا می کند و مدیریت فرهنگ استان، نقشی در تلفیق برنامه های دستگاه های فرهنگی استان ندارد.

۳- ضرورت وجود جایگاه تلفیقی برای برنامه های فرهنگی استان

هم اکنون دستگاه های فرهنگی دولتی و عمومی مستقر در استان ها که تعداد آنها حدود ۶۹ دستگاه در هر استان است (ممکن است در بعضی استان ها این تعداد کمی متفاوت باشد)، بدون هر گونه تلفیق برنامه در استان، برنامه خود را در دستگاه مربوطه بالادست خود در تهران جمع بندی و مصوّب می کنند و مدیریت فرهنگ استان، نقشی در تلفیق برنامه های دستگاه های فرهنگی استان ندارد. بدیهی است با چنین وضعی هر دستگاهی به صورت جزیره ای و بر اساس تشخیص خود؛ و نه بر اساس نیازهای واقعی و اولویت دار استان برنامه خود را مصوّب و اجرا می کند و استان نقشی در مدیریت آنها ندارد. لذا از یک طرف بر اساس قوانین، استاندار و نماینده ولی فقیه پاسخگوی وضعیت فرهنگی و اجتماعی استان هستند و از طرف دیگر اختیار کافی برای مدیریت فرهنگی استان ندارد.

خلاصه اینکه اختیارات استاندار و نماینده ولی فقیه می بایست متناسب با پاسخگویی هایشان در حوزه فرهنگ باشد.

لذا باید بین برنامه ریزی های دستگاهی، استانی و کشوری هماهنگی و هم گرایی ایجاد نمود.[۱]

۴- ضرورت وجود جایگاه رسمی برای تعیین نیازها و اولویت های فرهنگی استان

هم اکنون جایگاهی برای تعیین نیازها و اولویت های فرهنگی استان مشخص و ابلاغ نشده است. لذا هر سازمانی بر اساس تشخیص خود و جدای از نگاهی کلان نگر و راهبردی به حوزه فرهنگ و تهدیدات این حوزه، اقدام به تدوین برنامه و تصویب آن در مرکز می نماید.

۵- عدم تجمیع همه توانمندی های استان

اگر همه سرمایه ها و اعتبارات دستگاه های فرهنگی استان را یک جا ملاحظه نماییم، به برآورد عددی بسیار زیادی خواهیم رسید، که سرمایه ای در خور توجّه برای فرهنگ استان است. لیکن بدلیل عدم وجود یک نظام برنامه ریزی واحد و نظارت جامع فرهنگی (مدیریت جامع فرهنگی) می توان گفت که بسیاری از آنها کم ثمر گردیده و فاقد کارآیی و اثربخشی مناسب است، که وضعیت فرهنگی جامعه خود، بیانگر این واقعیت تلخ می باشد. به طور مثال اعتبارات شهرداری های یکصد شهر استان، سهم اعتبارات ۰٫۱% ورزش کارخانجات استان، درآمدهای سرشار اوقاف و امور خیریه، و بسیاری از اعتبارات دستگاه های فرهنگی مانند ارشاد، صدا سیما، آموزش و پرورش، …، که در میان این برنامه ها کارهای موازی زیاد و مأموریت های فرهنگی بر زمین مانده قابل توجّه به چشم می خورد.

لذا علی رغم وجود امکانات و منابع بسیار زیاد در حوزه فرهنگ، بهره برداری مناسب و کارآمد از این سرمایه های ارزشمند انسانی و مادی صورت نمی پذیرد؛ که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود.

۶-  ضرورت وجود نظام رصد فرهنگ در استان

هم اکنون نظام و سیستمی برای رصد فرهنگ و تعیین وضعیت موجود فرهنگ  در استان ها وجود ندارد، و البته کارهایی سلیقه ای انجام می شود، ولی بانک جامع اطلاعاتی در این زمینه وجود ندارد.

۷- عدم توجّه به سند چشم انداز بیست ساله کشور در برنامه ریزی های فرهنگی استانی

به جرأت می توان گفت که سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران بالاترین سند جمهوری اسلامی، بعد از قانون اساسی است. لذا بطور مستمر شاهد تأکیدات مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) بر نصب العین قرار دادن آن هستیم، و آن را مهم ترین سند بالادستی پس از قانون اساسی را سند چشم انداز بیست ساله نظام میدانند. ایشان در این زمینه چنین می فرمایند: «این سند چشمانداز چیز مهمی است این را دست‏کم نباید گرفت شاید بتوان گفت که بعد از قانون اساسی ما هیچ سندی را در کشور به این اهمیت نداریم یک نگاه کلان و بلندمدت است سند چشم‏انداز مهم است، نگاه کنید ببینید الان چهار سال از سند چشم‏انداز گذشته یعنی ما شانزده سال به پایان این چشم‏انداز داریم، چقدر پیش رفته‏ایم.»[۲]

حال سوال مهمّی که در این باره مطرح است اینکه، کدام مرجع استانی مسئول تطبیق و هماهنگی برنامه های فرهنگی استان با سند چشم انداز بیست ساله کشور و استان است؟ و اگر بخواهیم مدیریت جامع فرهنگی را در استان پایه گذاری کنیم کدام سازمان و جایگاه متولی آن است؟

۸- مدیریت فرهنگ استان ها توسط مسئولین سیاسی استان انجام می شود.

هم اکنون مسئولیت فرهنگی استان ها بر عهده معاونت سیاسی امنیتی استانداری هاست، که به دلایل زیر فاقد اثربخشی لازم برای مدیریت جامع فرهنگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان است.

تلفیق مسئولیت های سیاسی و فرهنگی لاجرم باعث اعمال موضوعات سیاسی در موضوعات فرهنگی می گردد، که آفات زیادی را به فرهنگ تحمیل می نماید. لذا همانطور که مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) هم فرموده اند، می بایست شیوه های سیاسی را از عالم فرهنگ جدا  نمود.

علیرغم تأکید صریح مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) مبنی بر ضرورت عدم مداخله روش های سیاسی در مسائل فرهنگی، لیکن مسئولیت کلان مسائل فرهنگی و اجتماعی استان ها بر عهده مسئولین سیاسی استان هاست!

۹-  کمبود ثبات مدیریتی در حوزه فرهنگ

علیرغم اینکه مقوله فرهنگ موضوعی است با زمان پاسخگویی طولانی در تغییرات آن، و یا به عبارتی ضریب پاسخ زمانی فرهنگ زیاد است؛ لیکن هم اکنون شاهد تغییرات سریع و متعدّد در حوزه مدیریتی فرهنگ در سطح کشور و استان ها هستیم. که امکان خلّاقیت، ابتکار و برنامه ریزی را از سیستم مدیریت جامع فرهنگ صلب می نماید. لذا باید چاره ای اندیشید تا ثبات بیشتری در حوزه مدیران فرهنگی ایجاد گردد.

۱۰- کمبود هماهنگی، هم گرایی و هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی

۱۱-  ضعف در تصمیم گیری گروهی برای فرهنگ  استان ها

برای ایجاد هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی استان و ایجاد هم گرایی بین آنها، لازم است در استانداری ها، معاونت فرهنگی اجتماعی تشکیل و با محوریت این معاونت و با مشارکت همه ارکان اصلی فرهنگی استان، اعم از استاندار، امام جمعه استان، نماینده ولی فقیه در استان، مدیران کل دستگاه های اصلی فرهنگی و اطلاعاتی، شهرداری های اصلی استان، و …؛ که در شورای راهبردی فرهنگ حضور دارند، تصمیم گیری در مورد برنامه های فرهنگی استان جمع بندی گردد.

۱۲- ضرورت بکارگیری مدل های علمی تصمیم گیری گروهی و تعیین اولویت های فرهنگی

با بکارگیری مدل های علمی تصمیم گیری خبره و تصمیم گیری گروهی، می توان زمینه سازی برای مشارکت حداکثری و عالمانه خبرگان فرهنگ را در تصویب برنامه های فرهنگی استان مهیا نمود. انجام این کار با توسعه روش های علمی و کاربردی در زمینه فرهنگ محقق می گردد. در مورد می بایست از علومی همچون سیستم های پشتیبانی تصمیم (DSS) ، طراحی و تحلیل سیستم های اطلاعاتی، سیستم های مدیریت اطلاعات و …. استفاده کامل برد.


[۱] در برنامه ریزی های استانی باید دقت نمود که نقش فرمانداری ها  و شهرستان ها در این نظام برنامه ریزی به طور شفاف مشخص گردد.

[۲] بیانات در دیدار اعضای هیئت دولت به تاریخ ۱۶/۰۶/۱۳۸۸