- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

سوریه

۱- آیا موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل منطقه و به خصوص سوریه مواضع صحیحی است؟

۲- چرا جمهوری اسلامی ایران از سوریه حمایت می کند؟

۳- جبهه حق در نزاع سوریه کدام است؟

۴- ……………؟

این ها سؤالاتی است که این روزها زیاد مطرح است و نظرات متنوعی درباره آن داده می شود. در این باره ذکر چند نکته ضروری است.

۱-    نظام ما نظامی است تکلیف گرا. یعنی بر اساس ارزش های تعریف شده انقلاب اسلامی که امام خمینی (ره) بنیانگزار آن بودند، جمهوری اسلامی ایران بر اساس نظام ارزشی خود که همانا اسلام عزیز است تصمیم گیری می نماید؛ و این همان چیزی است که باعث اقبال مردم جهان به آن و اِدبار مستکبران از آن شده است.

۲-    پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: «من سمع رجلا ینادی: یا للمسلمین! فلم یجبه فلیس بمسلم» ترجمه: «کسى که فریاد «مسلمانان به دادم برسید!» را از کسى بشنود و اجابت نکند مسلمان نیست»[۱] [1] و یا امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: «کونوا للظّالم خصما و للمظلوم عونا» ترجمه: «همواره دشمن متجاوزین و ستمگران و یار مظلومان و ستمدیدگان باشید»[۲] [2]. بر اساس این احادیث و بسیاری محکمات دیگر، یکی از راهبردهای اساسی جمهوری اسلامی ایران در زمان امام خمینی (ره) و مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) حمایت از مظلومان جهان بوده و هست، که باید به آن افتخار نمود.

۳-    بر اساس این مقدمات جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به ندای یاری طلبی مظلومان فلسطین و لبنان و نیز به عنوان یک سیاست بازدارنده برای قدرت های فرامنطقه ای، حمایت از مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان را در دستور کار خود گذاشته؛ و همواره به آن ها کمک های مختلفی می کند.

۴-    سوریه نیز به عنوان هاب[۳] [3] منطقه ای مقاومت و نقطه اتصال بین ایران و مقاومت اسلامی ایفاء نقش می نماید. اگر چه نمی توان روحیه منفعت طلبانه و دلال مدارانه سوریه در مقاطع قبلی را نیز فراموش نمود. ولی در کل سوریه نقش حساسی در این حمایت دارد، و دشمنان مقاومت اسلامی به خوبی از آن اطلاع دارند.

 

۵-    بر این اساس دشمنان قسم خورده اسلام امروز در صدد نابودی این ارتباط و نقطه راهبردی هستند. خوب است نگاهی به دو سوی این تعارض منطقه ای بشود.

در یک سو آمریکا، اسرائیل، انگلیس، عربستان، قطر، ترکیه

و در سوی دیگر ایران، حزب الله لبنان، مقاومت اسلامی فلسطین، روسیه

۶-    حال فارغ از هیاهوهای رسانه ای به راه انداخته شده در جهان، ملاحظه می شود یک طرف دعوا همه جنایتکاران زبده عالم جمع اند. همان هایی که در قتل و عارت شهره اند و به آن افتخار می کنند؛ و در این کارزار از حمایت آخوندهای درباری بهره مند هستند. همان هایی که بوسیدن فرزند را حرام می دانند. آن هایی که داشتن مبل را حرام می دانند؛ و حکم به جهاد نکاح (جهاد جنسی) برای دختران و زنان مسلمان در سوریه داده اند![۴] [4]

 

و در طرف دوم مظلومان جهان که به پا خواسته اند.

۷-    از منظر دیگر یکی از سیاست های مفید و مؤثّر جمهوری اسلامی ایران، درگیر نمودن دشمنانش، و مشغول کردن آن ها در سایر مناطق است، چرا که آمریکایی ها و اسرائیلی ها صریحاً اعلام کرده اند که موضوع حمله به ایران را در دستور کار دارند. لذا اگر آمریکایی ها از فسلطین و لبنان و سوریه و عراق و افغانستان و … فارع شوند، آیا به ایران حمله نخواهند کرد؟

۸-    حالا در این میان حرف های بعضی ها عجیب نیست؟!

۹-    لذا در این مقطع زمانی به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام ارزشی، در مرحله اوّل برای دفاع از مظلومان جهان، و در مرحله دوم برای دفاع از خود وظیفه جدّی برای حمایت از مقاومت از طریق یاری رسانی به کشور سوریه دارد.

…….

والعاقبه لاهل التقوی والیقین


[۱] [5] الحدیت-روایات تربیتى، ج‏۳ ، ص ۳۷۰

[۲] [6] الحدیت-روایات تربیتى، ج‏۳ ، ص ۳۷۰

[۳] [7] Hub

[۴] [8] تندروان افراطی و مذهبی دختران و زنان مطلقه تونسی را به «جهاد نکاح» در سوریه تشویق می‌کنند. این تندروان مذهبی از دختران و زنان مطلقه می‌خواهند تا نیازهای جنسی مجاهدان در سوریه را برآورده سازند و به بهشت بروند! این افراطیون مذهبی نام این جهاد را «جهاد نکاح» گذاشته و با این روش دختران تونسی را به کشور جنگ‌زده سوریه اعزام می‌کنند. ماجرا با فتوایی شروع شد که در فضای رسانه‌های مجازی، اینترنت و همچنین شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. فتوایی که گفته می‌شود یک روحانی تندرو به نام محمد العریفی آن را صادر کرده و گفته جهاد نکاح حلال است و دختران و زنان می‌توانند برای کمک به جهادگران در سوریه یا کسانی که علیه نظام بشار اسد قیام مسلح کرده‌اند به سوریه بروند و با ازدواج ساعتی با آنها راه بهشت را برای خودشان هموار کنند. این فتوا جنجال زیادی در تونس آفرید. چون این طور که گزارش می‌شود تعدادی از زنان و دختران برای شرکت در جهاد نکاح از تونس به مصر رفتند. اما ماجرا از این جا فراتر رفت. یکی از جوانان تونسی که مذهبی بوده برای این که زنش بتواند در این جهاد شرکت کند او را طلاق داد.

http://www.nahimi.dk/web/index.php/fa/2012-08-14-16-00-43/2628-2013-04-03-06-33-03 [9]