- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

شباهت هایی عجیب

در تاریخ مواردی هست که شباهت های آن ها افراد را به فکر فرو می برد، و قابل تأمّل است. یکی از این موارد تشابهاتی است که در داستان حضرت موسی (ع) و حضرت یوسف (ع) وجود دارد، که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می شود.

 

داستان حضرت موسی (ع)

  1. حضرت موسی به دلیل ظلم فرعون و کشتن فرزندان ذکور در آب انداخته شد.[۱]
  2. حضرت موسی توسط همسر فرعون که مخالف طاغوت بود، نجات یافت.[۲]
  3. حضرت موسی توسط خداوند به دامان مادرش برگشت [۳]
  4. حضرت موسی به حکومت رسید.

 

داستان حضرت یوسف (ع)

  1. حضرت یوسف به دلیل حسد و ظلم برادرانش در چاه انداخته شد.[۴]
  2. حضرت یوسف توسط عزیز مصر که مخالف طاغوت بود، نجات یافت.[۵]
  3. حضرت یوسف توسط خداوند به سوی پدرش برگشت[۶]
  4. حضرت یوسف به حکومت مصر رسید.[۷]

 

جدول مقایسه ای: حضرت موسی و حضرت یوسف

حضرت موسی

حضرت یوسف

دور شدن از مادر

دور شدن از پدر

به دلیل ظلم فرعون

به دلیل حسادت و ظلم برادران

گرفتن او از آب

گرفتن او از چاه

عامل نجات: همسر فرعون (مخالف طاغوت)

عامل نجات: عزیر مصر (مخالف طاغوت)

ذکر ناجی: عَسى‏ أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً

ذکر ناجی: عَسى‏ أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً

برگشت به مادر

برگشت به پدر

رسیدن به حکومت

رسیدن به حکومت


[۱]  إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فىِ الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائفَهً مِّنهُْمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ یَسْتَحْىِ نِسَاءَهُمْ  إِنَّهُ کاَنَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (القصص: ۴) ترجمه: فرعون در زمین برترى‏جویى کرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسیم نمود گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏کشاند، پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را (براى کنیزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت او به یقین از مفسدان بود!

[۲]  وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لی‏ وَ لَکَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى‏ أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (القصص : ۹) ترجمه: همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید براى ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمى‏فهمیدند (که دشمن اصلى خود را در آغوش خویش مى‏پرورانند)!

[۳]  فَرَدَدْنَاهُ إِلىَ أُمِّهِ کىَ‏ْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَ لَا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (القصص: ۱۳) ترجمه: ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهى حق است ولى بیشتر آنان نمى‏دانند! (۱۳)

[۴]  إِذْ قَالُواْ لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلىَ أَبِینَا مِنَّا وَ نحَْنُ عُصْبَهٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِى ضَلَالٍ مُّبِینٍ(۸) اقْتُلُواْ یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخَْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ (یوسف: ۹) ترجمه: هنگامى که (برادران) گفتند: «یوسف و برادرش [بنیامین‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى که ما گروه نیرومندى هستیم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشکارى است! (۸) یوسف را بکشید یا او را به سرزمین دوردستى بیفکنید تا توجه پدر، فقط به شما باشد و بعد از آن، (از گناه خود توبه مى‏کنید و) افراد صالحى خواهید بود! (۹)

[۵]  وَ قالَ الَّذِی اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمی‏ مَثْواهُ عَسى‏ أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْویلِ الْأَحادیثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى‏ أَمْرِهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (یوسف : ۲۱) ترجمه: و آن کس که او را از سرزمین مصر خرید [عزیز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شاید براى ما سودمند باشد و یا او را بعنوان فرزند انتخاب کنیم!» و اینچنین یوسف را در آن سرزمین متمکّن ساختیم! (ما این کار را کردیم، تا او را بزرگ داریم و) از علم تعبیر خواب به او بیاموزیم خداوند بر کار خود پیروز است، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند! (۲۱)

[۶]  … وَ قَالَ یَأَبَتِ هَاذَا تَأْوِیلُ رُءْیَاىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبىّ‏ِ حَقًّا  وَ قَدْ أَحْسَنَ بىِ إِذْ أَخْرَجَنىِ مِنَ السِّجْنِ وَ جَاءَ بِکُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنىِ وَ بَینْ‏َ إِخْوَتىِ  إِنَّ رَبىّ‏ِ لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ  إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الحَْکِیمُ (یوسف: ۱۰۰) ترجمه: … و گفت: «پدر! این تعبیر خوابى است که قبلًا دیدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نیکى کرد هنگامى که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى‏خواهد (و شایسته مى‏داند،) صاحب لطف است چرا که او دانا و حکیم است! (۱۰۰)

[۷]  رَبّ‏ِ قَدْ ءَاتَیْتَنىِ مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنىِ مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ  فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَنتَ وَلىِ‏ِّ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَهِ  تَوَفَّنىِ مُسْلِمًا وَ أَلْحِقْنىِ بِالصَّالِحِینَ (یوسف: ۱۰۱) ترجمه: پروردگارا! بخشى (عظیم) از حکومت به من بخشیدى، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختى! اى آفریننده آسمانها و زمین! تو ولىّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستى، مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق فرما!» (۱۰۱)