- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

شناخت فرهنگ مقدمه مدیریت جامع فرهنگ

یادداشت – علی ماهرالنقش – روزنامه اصفهان زیبا مورخ ۰۶/۰۵/۱۳۹۴

………..

 

در این مقاله و در ادامه سلسله مقالات مدیریت جامع فرهنگ به موضوع تعریف فرهنگ و سطوح تعریف شده برای فرهنگ می پردازیم.

شناخت فرهنگ مقدمه مدیریت فرهنگ

مدیریت فرهنگی در گام نخست مستلزم ارائه تعریفی روشن از فرهنگ است. تا زمانی که نتوانیم مقصود خود را از فرهنگ به ‌وضوح بیان کنیم در مدیریت فرهنگی دچار ابهام و سردرگمی خواهیم بود. بسیاری از مشکلات موجود در زمینه برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هدایت، رهبری و ارزیابی فعالیت‌ها و امور فرهنگی در ایران کاملاً با این ابهام مرتبط هستند. (صالحی امیری & کاووسی, ۱۳۸۷)

 

فرهنگ

در یک‌ نگاه‌ تاریخی، اگر به‌ تحولات‌ مهم‌ گذشته‌ جهان بنگریم‌ خواهیم‌ یافت‌ که‌ فرهنگ‌ مهم‌ترین‌ نقش‌ را بر عهده‌ داشته‌ است. تحولی‌ که‌ در غرب‌ پس‌ از رنسانس‌ اتفاق‌ افتاده‌ تحولی‌ فرهنگی‌ بود. نازیسم‌ حاصل‌ غلبه‌ فرهنگ‌ نژادپرستی‌ بر قشر وسیعی‌ بود، که‌ تلاش‌ نمودند تا حاکمیت‌ خود را بر سایر کشورها با تجاوز نظامی‌ تحقق‌ بخشند. سوسیالیسم‌ نیز مبتنی‌ بر فرهنگ‌ خداستیزی‌ و ماده‌ محوری‌ شکل‌ گرفت‌.

لذا با توجه به این‌که هر کشوری دارای مجموعه­ای از نظامات مبنایی است که می‌بایست با تنظیم روابط بین این نظامات کشور را بصورت نظام‌مند اداره نمود. ما نیز برای آن‌که بتوانیم به این مهم دست‌یابیم ابتدا باید تعریف صحیحی از فرهنگ داشته باشیم و سپس درصدد ایجاد نظام فرهنگی برآییم.

 

تعریف فرهنگ

مدیریت فرهنگ در گام نخست مستلزم ارائه تعریفی روشن از فرهنگ است، و تا زمانی که نتوانیم مقصود خود را از فرهنگ به‌وضوح بیان کنیم در مدیریت فرهنگ دچار ابهام و سردرگمی خواهیم بود.

از طرفی اگر از ما بپرسند فرهنگ چیست باید بگوییم فرهنگ عدم است نه به معنی عدم مطلق بلکه به معنی چیزی که به بیان اهل فلسفه از آن خبر داده نمی‌شود یعنی هیچ صفتی ندارد. عدمی که وجودها از آن بیرون می‌آیند. فرهنگ ساری بر همه شئون است. اگر باشد همه‌چیز هست. (داوری اردکانی, ۱۳۷۹)

 

اما با یک مرور ساده بر ادبیات فرهنگ متوجه می‌شویم که تعاریف بسیار متنوعی از فرهنگ وجود دارد. زیرا فرهنگ مقوله‌ای پیچیده و مناقشه‌انگیز است، و شاید به تعداد متفکرانی که در حوزه فرهنگ فعالیتی قابل‌توجه داشته­اند، بتوان تعریف ارائه کرد، که در اینجا به چند مورد اشاره می شود.

 

سطوح فرهنگ

ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻄﻮﺡ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺳﻄﻮﺡ مورد مطالعه ﻭ مدیریت­پذیر ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻳﺎ ﺑﺨﺶ قابل‌توجهی ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﻗﺮﺍﺭ می‌دهد. ﺩﺭ ﻧﻘﺸﺔ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﺸﻮﺭ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺳﻄﺢ ﺯﻳﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ، ﺑﺮﺭﺳﻲ، ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻭ برنامه‌ریزی ﻗﺮﺍﺭ می‌گیرد:

 

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ (اسلامی – ایرانی)

نظام­واره ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ و عقاید اساسی، ارزش‌ها، آداب و ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ، با ثبات و ریشه‌دار و ﻧﻤﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎﺕ مردم مسلمان ایران (ﻭ عموماً ﺩﺭ ﻣﺮﺯﻫﺎﻱ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﻳﮏ ﮐﺸﻮﺭ) ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﻃﻲ قرن‌ها ﻭ هزاره‌ها ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ تثبیت‌شده ﻭ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻠﺖ ﻫﻮﻳﺖ می‌بخشد.

 

فرهنگ عمومی

ﻧﻈﺎﻡﻭﺍﺭه ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ارزش‌ها، نگرش‌ها ﻭ گرایش‌ها، ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺼﻨﻮﻋﺎﺗﻲ ‫ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻀﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻃﻊ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻌﻴﻦ ﺷﻜﻞ می‌دهد. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺮ ارزش‌ها، گرایش‌ها، ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺁﺣﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺄﻛﻴﺪ ‫ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ (ﺍﺳﻼﻣﻲ ـ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ)، ﻋﻤﻖ ﻭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ﻛﻤﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﺩ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ‫ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ قابل‌ملاحظه‌ای ﺗﺎﺑﻊ ﻣﻘﺘﻀﻴﺎﺕ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ منعکس‌کننده ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺳﺎﻳﺮ نظام‌ها ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﻗﻀﺎﻳﻲ، ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻭ… ﺍﺳﺖ.

 

فرهنگ حرفه‌ای

نظام­واره ﺑـﺎﻭﺭﻫﺎ، ارزش‌ها ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘـﺎﺭﻱ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﻫﺎﻱ ﺷـﺎﻏﻼﻥ ﻭ ﻣﺘﺼﺪﻳﺎﻥ ﻫر ‫ﺣﺮﻓﻪ ﺍﺳﺖ. ارزش‌های ﻓﺮﻫﻨﮓ حرفه‌ای به‌واسطه ﺳﻨﻮﺍﺕ ﻃﻮﻻﻧﻲ آموزش‌های ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻭ ‫ﻳﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻭ ﻛﺎﺭﻭﺭﺯﻱ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪﺕ ﺣﺎﺻﻞ می‌شود. فرهنگ حرفه‌ای ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ، ﺑﺎﺯﺍﺭﻳﺎﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﻗﻀﺎﺕ، ﻧﻈﺎﻣﻴﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺎﻥ ازجمله ﺍﻳﻦ فرهنگ‌ها ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 

 

در آخر از همه صاحب نظران و نخبگان عرصه مدیریت و فرهنگ تقاضا می شود، تا نقدها و نظرات تکمیلی خود را از طریق سایت www.amaher.ir [1] با نگارنده در میان گذارند.