- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

فساد و راه های مبارزه با آن (قسمت اوّل)

پایگاه خبری تحلیلی رویش: گام های تجزیه و تحلیل مقوله ای به نام “فساد” [1]

**

**

در این مقاله سعی نموده ام به صورت بسیار فشرده درباره مفهوم، تعریف، انواع، عوامل و راه های مبارزه با فساد بحثی داشته باشم. بدیهی است برای هر یک از این سرفصل ها می توان ده ها صفحه مطلب ارائه نمود، که بدلیل اثربخشی بیشتر در این جا سعی در اجمال بود.

***

فساد چیست؟

اولین گام برای تجزیه و تحلیل این مطلب، ارائه تعریفی روشن از فساد است. زیرا تا زمانی که به ادبیات واحدی نسبت به این موضوع نرسیم، نمی توانیم درباره آن بحث کنیم؛ چرا که ممکن است کسی موضوعی را فساد بداند و دیگری صَلاح بداند. لذا بسیار خلاصه و تیتروار به تعریف فساد می پردازیم.

 ***

  1. تعریف لغوی فساد

۱٫۱٫   تباه شدن (ترجمان علامهٔ جرجانی) ، ضد صَلاح، به ستم گرفتن مال کسی را، تباهی، خشکسال، فاسد، تباه، گزند و زیان، ظلم و ستم[۱]

۱٫۲٫   تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، تباهی، خرابی، نابودی، فتنه، آشوب،  لهو و لعب، کینه، دشمنی[۲]

۱٫۳٫   انحراف، تباهی، بداخلاقی، مصیبت، بدنامی، قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندی، پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه های نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، بهم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستی تحصیل کردن[۳]

 ***

  1. تعریف اصطلاحی فساد

اما فساد در اصطلاح دارای معانی کمی متفاوت نیز هست، که متناسب با دامنه تعریف آن بیان می شود. در ادامه تعدادی از این تعاریف اصطلاحی بیان می گردد.

۲٫۱٫   «فساد در این قانون هرگونه فعل یا ترک فعلی است که توسط هر شخص حقیقی یا حقوقی به صورت فردی، جمعی یا سازمانی که عمداً و با هدف کسب هرگونه منفعت یا امتیاز مستقیم یا غیرمستقیم برای خود یا دیگری، با نقض قوانین و مقررات کشوری انجام پذیرد؛ یا ضرر و زیانی را به اموال، منافع، منابع یا سلامت و امنیت عمومی و یا جمعی از مردم وارد نماید نظیر رشاء ، ارتشاء ، اختلاس، تبانی، سوءاستفاده از مقام یا موقعیت اداری، سیاسی، امکانات یا اطلاعات، دریافت و پرداخت های غیرقانونی از منابع عمومی و انحراف از این منابع به سمت تخصیص های غیرقانونی، جعل، تخریب یا اختفاء اسناد و سوابق اداری و مالی»[۴]

۲٫۲٫   «فساد سوءاستفاده از قدرت عمومى به نفع منافع خصوصى»[۵]

۲٫۳٫   «فساد [2]، عبارت خواهد بود از نقصان و عدم تمامیّت عمل از آن جهتى که مورد رغبت است»[۶]

۲٫۴٫   «فساد معنای مقابل درستکاری است»[۷]

۲٫۵٫   «فساد در مقابل صَلاح است و به هر کار تخریبی فساد می گویند. بنابر این هر کاری که در جهت نقص و تخریب باشد و یا افراط و تفریط در مسائل فردی و اجتماعی باشد، عنوان فساد بر او صدق می کند»[۸]

۲٫۶٫   «فساد خارج شدن از حد اعتدال است، چه زیاد باشد یا کم و ضدش صلاح است. مورد استعمالش در جان، بدن و اشیائی است که از حد اعتدال و مستقیم خارج شده اند»؛[۹]  و در هر عمل تخریبی استعمال می شود بنابراین به هر کاری که در او نقص باشد، و هر افراط و تفریط در مسائل فردی و اجتماعی فساد می گویند و مصداق فساد هستند.

 ***

  1. انواع فساد چیست؟

بر اساس حوزه های وقوع فساد، می توان انواع فساد را به شرح زیر بیان نمود. البته در بسیاری از مواقع این موارد به صورت ترکیبی ملاحظه می شود. به طور مثال وقتی شاهد فساد اقتصادی هستیم، به طور هم زمان فساد اخلاقی یا سیاسی هم بروز کرده است.

۳٫۱٫   فساد اقتصادی

۳٫۲٫   فساد سیاسی

۳٫۳٫   فساد اعتقادی

۳٫۴٫   فساد اخلاقی

۳٫۵٫   فساد اجتماعی

۳٫۶٫   فساد اداری

 ***

  1. انواع مصادیق فساد

بر اساس تعاریف و دسته بندی های انجام شده برای فساد، مصادیق رایجی را در جامعه بر می شمارند، که در ادامه تعدادی از این مصادیق ذکر گردیده اند.

۴٫۱٫   اختلاس

۴٫۲٫   رشاء (رشوه دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن)

۴٫۳٫   حیف (در مقابل مِیل)

۴٫۴٫   مِیل (در مقابل حیف)

۴٫۵٫   رانت خواری

۴٫۶٫   باند بازی

۴٫۷٫   حزب گرایی (در مقابل حق گرایی)

۴٫۸٫   فامیل سالاری (در مقابل شایسته سالاری)

۴٫۹٫   باند سالاری (در مقابل شایسته سالاری)

۴٫۱۰٫    آشناپرورى

۴٫۱۱٫    انحراف فکری و اعتقادی

۴٫۱۲٫    مکر با خدا و رسول (ص)

۴٫۱۳٫    جنگ با خدا و رسول (ص)

۴٫۱۴٫    نفاق اعتقادی و رفتاری

۴٫۱۵٫    روابط نامشروع جنسی

۴٫۱۶٫    رذائل اخلاقی

۴٫۱۷٫    اعتیاد به مواد مخدّر

۴٫۱۸٫    تعاملات نا سالم اجتماعی

۴٫۱۹٫    قتل نفوس

۴٫۲۰٫    روابط ناسالم اداری

۴٫۲۱٫    حاکمیت سازمان های غیر رسمی بجای سازمان های رسمی

۴٫۲۲٫    ……….

 ***

  1. فساد در قرآن

بعضی از اصطلاحاتی که به معنای فساد در قرآن آمده، با واژه فساد بیان نشده است. بلکه در قالب الفاظ دیگر آمده اند؛ مانند واژۀ «خبال» یعنی زیادی در فساد. کلمۀ «لا تعثوا» به معنای شدت در فساد، و کلمات دیگری؛ مانند «الدخل» در قول خدای متعال «دخلا بینکم» و «الفحشا»، «الثبور»، «البوار»، که همۀ این‌ها افادۀ معنای فساد می دهد. بنابراین اگر بخواهیم تمام آیاتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم مسئلۀ فساد را مطرح کرده اند متعرض بشویم نیاز به نوشتاری مفصل است؛[۱۰] لذا در این مقال فقط به خلاصه ای از موارد که عیناً به کلمه فساد و ریشه آن (فسد) اشاره می شود.

«فساد» در قرآن در مقابل «صَلاح» است، و مُفسد در مقابل مُصلح آمده است.[۱۱]

در قرآن کلماتی که از ریشه و ماده «فسد» آمده اند، در ۴۷ آیه بوده و۵۰ بار تکرار شده اند.[۱۲]

کلمه فساد در انواع آن در کنار تخلّفاتی همچون موارد زیر آمده، که احتمالاً می توان آن ها را جزء فساد به حساب آورد.

 * * * *

***

ادامه دارد ……… [3]



[۱] لغت نامه دهخدا

[۲] فرهنگ معین

[۳] http://www.almaany.com/home.php?language=persian&lang_name=ar-fa&word=%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF [4]

[۴] قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد، مصوب ۳/ ۱۰ / ۱۳۹۰

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/802617

[۵] http://www.bashgah.net/fa/content/show/7262

[۶] http://www.wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%86#foot3 [5]

[۷] مجمع البحرین، ج ۷، ص ۲۳۱٫

[۸] http://islamquest.net/fa/archive/question/fa5053 [6]

[۹] المفردات، راغب، ماده فسد

[۱۰] http://islampedia.ir/fa/1390/02/%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86/ [7]

[۱۱] قرآن کریم، سوره البقره، ۲۲۰   وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ

[۱۲] البقره : ۱۱ / البقره : ۱۲ / البقره : ۲۷ / البقره : ۳۰ / البقره : ۶۰ / البقره : ۲۰۵ / البقره : ۲۲۰ / البقره : ۲۵۱ / آل‏عمران : ۶۳ / المائده : ۳۲ / المائده : ۳۳ / المائده : ۶۴ / الأعراف : ۵۶ / الأعراف : ۷۴ / الأعراف : ۸۵ / الأعراف : ۸۶ / الأعراف : ۱۰۳ / الأعراف : ۱۲۷ / الأعراف : ۱۴۲ / الأنفال : ۷۳ / یونس : ۴۰ / یونس : ۸۱ / یونس : ۹۱ / هود : ۸۵ / هود : ۱۱۶ / یوسف : ۷۳ / الرعد : ۲۵ / النحل : ۸۸ / الإسراء : ۴ / الکهف : ۹۴ / الأنبیاء : ۲۲ / المؤمنون : ۷۱ / الشعراء : ۱۵۲ / الشعراء : ۱۸۳ / النمل : ۱۴ / النمل : ۳۴ / النمل : ۴۸ / القصص : ۴ / القصص : ۷۷ / القصص : ۸۳ / العنکبوت : ۳۰ / العنکبوت : ۳۶ / الروم : ۴۱ / ص : ۲۸ / غافر : ۲۶ / محمد : ۲۲ / الفجر : ۱۲