- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

قرارگاه فرهنگ نباید با مدیریت سیاسی اداره شود

مهندس ماهرالنقش در مصاحبه اختصاصی با هفته نامه جام اصفهان تاکید کرد :

قرارگاه فرهنگ نباید با مدیریت سیاسی اداره شود

……………………………………………..

همه عقلا قبول دارند که در مقابل هجمه دشمن، باید کار منسجم و هماهنگی انجام داد پس اگر بپذیریم که به فرهنگ کشور حمله شده، و ما باید در مقابل این هجمه دفاع کنیم، پس ضرورت دارد که دارای یک مدیریت جامع در فرهنگ باشیم … ما شاهد عملکرد جزیره ای دستگاه های فرهنگی هستیم، که بر اساس تشخیص خود و نه بر اساس نیازهای اولویت دار استانی و ملی، برنامه خود را مصوّب و اجرا می کنند.

……………………………………………..

اشاره: مهندس علی ماهرالنقش فارغ التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی اصفهان است. مدتی جانشین مرکز مطالعات راهبردی شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است و از اواسط سال ۸۸ هم پس از ارائه ایده تشکیل یک قرارگاه فرهنگ در استان به استاندار اصفهان، برای حدود یکسال و نیم مسئولیت این مرکز را بعهده داشته است. وی بعدا بنا به دلایلی از این سمت استعفا کرده است و پس از آن نیز ، در جای دیگری مسئولیت اجرایی قبول نکرده و صرفا به کارهای پژوهشی و برخی موارد مشاوره ای پرداخته است در همین خصوص گفتگویی در رابطه با ابعاد مختلف طرح ایشان در زمینه مدیریت جامع فرهنگ انجام داده ایم که در ذیل قسمت اوّل مصاحبه آمده است:

  –

وقتی بحث برنامه ریزی فرهنگ مطرح می شود، وقتی به دستگاه های فرهنگی استانی و کشوری نظری می اندازیم، با اسامی زیادی از این دستگاه مواجه می شویم؛ به طوریکه همه داعیه دار کار فرهنگی هستند؛ و چیزی که مورد توافق همه هست اینکه اوضاع موجود فرهنگ مورد قبول هیچ یک از اهالی فرهنگ نیست. با این مقدمه شما نقش این دستگاه ها را در برنامه ریزی فرهنگ چگونه  ارزیابی می کنید؟ و ایده قرارگاه از کجا نشات می گیرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم؛ عدم رضایت از اوضاع فرهنگی به تواتر رسیده و به هر عِدّه و عُدّه ای که نگاه می کنید عدم رضایت وجود دارد. البته این بدان معنا نیست که کاری انجام نمی شود. بلکه بدان معناست که متناسب با حجم کاری که باید انجام بشود نیست؛ و به عبارت دیگر اولاً همه این کارها جزو کارهای اولویت دار فرهنگ نیست، و ثانیاً این کارها نسبت به آن کاری که باید انجام بشود، کفایت نمی کند. این اعلام عدم رضایت از رأس نظام و شخص مقام معظّم رهبری که صراحتاً به شورای عالی انقلاب فرهنگی می فرمایند: “اینها منبر نیست که ما رفته باشیم، اینها مطالبه است” و نیز این عدم رضایت را در بین علما، مراجع، نخبگان فرهنگی و دلسوزان، مدیران عاقل فرهنگ و … مشاهده می شود. لذا مقام معظم رهبری سال هاست به عنوان متولی فرهنگ کشور و دغدغه مند فرهنگ کشور می فرمایند به ما هجمه ای از سال ۶۷ شده است و این هجمه نیازمند یک سازمان دهی یک کار منسجم، کار هماهنگ و برنامه ریزی شده در مقابلش هستیم که بتواند در مقابل این هجمه مقابله کند. بعد از مدتی که متاسفانه اتفاقی نمی افتد خودشان لایه بعدی را باز می کنند و در واقع از سطح راهبردی به سطح عملیاتی می آیند، و ارائه راهکارهای عملیاتی می دهند. یکی از کارهای ما در مرکز مطالعات راهبردی شورای عالی انقلاب فرهنگی این بود که فرمایشات ایشان را تبدیل به یک مدل مفهومی کردیم. در فرمایشات ایشان صراحتاً مطالبه ی قرارگاه است و عنوان قرارگاه از لحاظ نقلی از فرمایشات ایشان گرفته شده و از لحاظ عقلی یک ضرورت عقلی، مبنایی و علمی است، و همه عقلا قبول دارند که در مقابل هجمه دشمن، باید کار منسجم و هماهنگی انجام داد، یک بحث مدیریتی است. تا بتوانیم ابتدا دفاع فرهنگی کنیم، و سپس آفند و حمله فرهنگی نماییم.  لذا این ایده از آنجا شکل می گیرد.

پس اگر بپذیریم که به فرهنگ کشور حمله شده، و ما باید در مقابل این هجمه دفاع کنیم، پس ضرورت دارد که دارای یک مدیریت جامع در فرهنگ باشیم. از طرف دیگر وقتی نگاهی به مولفه های مدیریت می کنیم، به مقولاتی همچون برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، پشتیبانی، نظارت، هدایت و کنترل و ارزشیابی برخورد می کنیم. باید برنامه ریزی کنیم، بدین معنا که  چه فرآیندی را طی کنیم تا به اهدافمان برسیم. در گام نخست اهدافمان را مشخص کنیم که به کجا می خواهیم برسیم در گام های بعدی داشته ها و نداشته هایمان را مشخص کنیم، مانند سخت افزارهایمان، نرم افزارها، مغزافزارها؛ شرایط محیطی، تهدیدات، فرصت ها، نقاط قوت و ضعف را بررسی کنیم، در گام بعدی محیط را شبیه سازی کنیم، راه حل های مختلف را دریابیم و از بین آنها بهترین راه حل را انتخاب کنیم. این ها به معنای برنامه ریزی است، که در قالب سه بازه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تعریف می شود. ما باید در عرصه مدیریت فرهنگ کشور و استان نیز چنین طریقی را طی کنیم.

نکته قابل ذکر دیگر آنکه ما در کشور بغیر از مراکز خصوصی فرهنگی، که حجم بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهند، در حدود ۶۹ دستگاه دولتی و عمومی در عرصه فرهنگ داریم، که هم در سطح ملی و هم استانی حضور دارند. علاوه بر اینها  حدود ۱۸ دستگاه دولتی و عمومی داریم که فقط در سطح ملی ایفاء نقش می کنند.  مانند آستان قدس رضوی، مجمع جهانی اهل البیت، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و …، که همگی از نظام ارتزاق می کنند. عناوین این دستگاه ها را بر روی سایت گذاشته ایم.

اتفاقی که قرار بود در قرارگاه بیفتد این بود که بیاییم در گام اوّل برنامه ریزی همه این دستگاه ها را هماهنگ، هم گرا و هم افزا کنیم، تا بگونه ای عمل کنند که به دنبال پاسخ به هدف مشترکی باشند. همان اتفاقی که در جبهه جنگ سخت افتاد و لشگرها و تیپ ها در مقابل دشمن صف آرایی نمودند، و پس از آن توانستند بر دشمن فائق آیند. متاسفانه این صف آرایی در حوزه فرهنگ اتفاق نیفتاده است، و ما شاهد عملکرد جزیره ای دستگاه های فرهنگی هستیم، که بر اساس تشخیص خود و نه بر اساس نیازهای اولویت دار استانی و ملی، برنامه خود را مصوّب و اجرا می کنند. آیا کسی هست که برنامه های این دستگاه ها را هم گرا کند؟ آیا کسی هست که اولویت دهی در برنامه های فرهنگی متناسب با تهدیدات استانی کند؟

لذا ما نیاز به یک نظام برنامه ریزی استانی داریم، در کنار آن نظام برنامه ریزی دستگاهی و در نهایت یک نظام جامع برنامه ریزی ملی نیاز داریم، تا با رعایت همه اولویت های استانی، دستگاهی و ملی به یک برنامه منسجم و به روز برای فرهنگ کشور برسیم. در این فرآیند هماهنگی بین همه ارکان برنامه ریزی فرهنگ کشور مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت، مجلس شورای اسلامی، دستگاه های فرهنگی دولتی و عمومی در لایه های ملی و استانی، شورای فرهنگ عمومی و سایرین  محقق می گردد.

چند سال پیش سازمانی با نام سازمان برنامه و بودجه در کشور وجود داشت که به دستگاه ها متناسب با برنامه ها و فعالیت های آنها بودجه پرداخت می کرد، که بنا به صلاحدید آن را تغییر دادند. حال تفاوت قرارگاه فرهنگ با آن سازمان به لحاظ روشی و محتوایی چیست؟

سازمان برنامه و بودجه در همه موضوعات کشوری وظیفه ای داشت تا نسبت هرگام از برنامه سالانه را با برنامه چشم انداز تنظیم، مشخص و ابلاغ کند، یعنی برنامه ریزی و بودجه ریزی نماید؛ و نهایتاً نظارت کند. که تبدیل به معاونت برنامه ریزی راهبردی ریاست جمهوری شد.

حالا رسالت قرارگاه چیست؟ رسالتش مدیریت کلان و جامع فرهنگ در کشور و استان هاست. که این مدیریت ابعاد مختلفی دارد از نیازسنجی، اولویت بندی، برنامه ریزی و بودجه ریزی گرفته تا، پشتیبانی، نظارت، ارزیابی و … . پس یکی از تفاوت ها حیطه و دامنه موضوع است. یعنی سازمان تنها نقش برنامه و بودجه ای داشت ولی رسالت قرارگاه علاوه بر آنها، سایر مولفه های مدیریتی نیز هست.

البته دو نکته مهم قابل ذکر است. یکی اینکه الزاماً نباید سازمانی با نام قرارگاه شکل گیرد. بر اساس طرح ریزی های انجام شده، اگر معاونتی با نام معاونت فرهنگی اجتماعی در استانداری ها تشکیل شود، این قرارگاه شکل رسمی و قانونی به خود می گیرد. در حال حاضر در استانداری ها معاونت فرهنگی وجود ندارد؛ و متولی فرهنگ در استان، معاونین سیاسی و امنیتی هستند، که این خلاف شان فرهنگ است که بیائیم مدیریت فرهنگی را با مدیریت سیاسی گره بزنیم. زیرا دچار تبعات منفی زیادی خواهیم شد.

نقطه مشترک این دو سازمان هم سطح کلان راهبردی شان است. این سازمان ها نباید وارد موضوعات اجرایی شوند.

چه آفت هایی مدیریت جامع فرهنگ را تهدید می کند و قرارگاه جنگ نرم اصفهان را چه افت هایی تهدید کرد ؟

اولین و مهمترین آفت مدیریت جامع فرهنگی آنست که قرارگاه که نقش ستادی دارد وارد به کارهای اجرایی بشود که اصلا با هم همخوانی ندارد و یک مشکلی که ما در قرارگاه اصفهان داشتیم همین بود یعنی بار اجرایی را به قرارگاه تحمیل کردند که قرارگاه نمی خواست بپذیرد و آن بار طرح های فرهنگی بود. قرار نیست که قرارگاه  وارد جزئیات طرح های فرهنگی بشود ولی این کار به دلیل ملاحضات دوستان به قرارگاه تحمیل شد و آمدند کارهای اجرایی که در جایگاه خود نمی توانستند انجام دهند را به قرارگاه فرهنگی که نهادی ستادی است محول کردند و این ضربه بزرگی به قرارگاه اصفهان بود. ما باید مراقب باشیم که این اتفاق در قرارگاه فرهنگی کشور نیفتد. قرارگاه شان ستادی خود را حفظ بکند و کارشان را به پیش ببرند. آفت بعدی آنست که قرارگاه فرهنگ با کارهای سیاسی، حزبی و قومی قبیله ای گره بخورد. خیلی مواقع در کشور نیروهای انقلابی با هم در تعارض قرار می گیرند و از توانمندی همدیگر استفاده نمی کنند. آفت دیگر هم نگاه های بخشی به موضوع فرهنگ در کشور و استان ها است. باید یک نگاه فراگیر، همه جانبه و یکپارچه در درون حوزه فرهنگ شکل بگیرد، تا مدیران فرهنگی فارق از نگاه های بخشی به مقوله مدیریت جامع فرهنگ نگاه کنند، زیرا این یک ضرورت است.

پایان بخش اوّل مصاحبه

—————–

منبع: هفته نامه جام اصفهان، شماره ۷۳۵ ، سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱- صفحه ۵