- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

مبانی و مفاهیم مدیریت فرهنگ

تعریف و مبانی فرهنگ

تعاریف از فرهنگ بسیار زیاد، متنوع و گسترده است. لیکن به عنوان یک مبنای معتبر نظرات امام خمینی (رحمه الله علیه) و مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) و فرمانده کل قرارگاه فرهنگ، در موضوع فرهنگ بیان می گردد. امام خمینی در مورد جایگاه فرهنگ می فرمایند: «بی شک بالاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است…. با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند باشد، ولی پوچ، پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و متأثر از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد.»[۱]

در نگاه رهبر معظّم انقلاب، فرهنگ شامل اخلاق، رفتار، فضائل، معنویات و عقاید در جامعه است. در مهندسی فرهنگی نیز هدف؛ هدایت، ساماندهی و مطلوب سازی فعالیت فرهنگی جامعه در جهت فضائل و معنویات انسانی و تحقق جامعه دینی است. به عبارت دیگر در این فرآیند بر اساس ملاحظات یک فرهنگ مطلوب، دستگاه ‎های وابسته به نظام ‎های مختلف اجتماعی سازماندهی مجدد شده و دارای جهت گیری و نظم مجدد با رویکردی فرهنگی می شوند.

فرهنگ، یعنی خُلقیات و ذاتیات یک جامعه و بومی یک ملت؛ تفکراتش، ایمانش، آرمانهایش؛ اینها تشکیل دهنده‏ی مبانی فرهنگ یک کشور است.[۲]

علم هم جزو فرهنگ است اما آن اخلاق و بعد اخلاقی فرهنگ، آن رقم اخلاقیات در سیاهه‏ی فرهنگ بیشترین تأثیر را برای تضمین آینده دارد… فرهنگ عمومی که عرض می‌کنیم، یعنی اخلاقیات عمومی. حالا ما امسال به عنوان شعار در اول سال گفتیم وجدان کار و انضباط اجتماعی خوب این دو تا اخلاق است.[۳]

ببینید، ما فرهنگ که می‌گوییم، مورد نظرمان به همان معنای عام فرهنگ است. انقلاب فرهنگی که در این کشور تحقق پیدا کرد، واقعیت داشت. حالا هم این شورا، شورای عالی انقلاب فرهنگی است. مراد از این فرهنگ، فرهنگ مدروس و مکتوب مدرسی نیست. مراد ما فرهنگ به معنای عام آن است. البته شامل فرهنگ به معنای علم و تحصیل و دانشگاه و مدرسه و امثال آن می‏شود؛ اما بقیه‌ی فنون و شعب فرهنگ را هم شامل می‏شود. دید ما بر روی همه‏ی اینهاست.

فرهنگ شامل ادبیات، هنر، علم، عادات و اخلاق جامعه و سنن موجود جامعه و شامل خصلت های ملی است. بعضی از ملت‌ها به خصلت‌هایی مشهور می‌شوند. اینها که ذاتی و مربوط به آب و هوا نیست؛ مربوط به تربیت ها است. فرض بفرمایید الان، بخصوص اروپایی‌ها را که نگاه می‌کنیم، طبیعتاً آنها مردمانی خطر پذیر هستند؛ شرقی‌ها به قدر غربی‌ها خطر پذیر نیستند. معمولاً آنها کارهای خطیر می‌کنند ــ مثال‌های فراوانی در این زمینه در ذهن دارم ــ این چیزی نیست که اگر کشوری در یک مرحله احتیاج به خطر پذیر بودن داشت، نتواند این را در ملت خودش به وجود بیاورد؛ چرا، با تربیت می‏شود. مسأله‌ی انضباط اجتماعی و وجدان کاری که من دو ــ سه سال قبل مطرح کردم، این دو خصوصیت اجتماعی و خلقی، جزء فرهنگ کشور است.[۴] اول این را به عنوان یک اصل موضوعی بپذیریم که فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است. فرهنگ هم که می‌گوییم، اعم از مظاهر فرهنگی ــ مانند زبان و خط و امثال اینها ــ یا آنچه باطن و اصل تشکیل‌دهنده پیکره فرهنگ ملی است؛ مثل عقاید، آداب اجتماعی، مواریث ملی، خصلت‌های بومی و قومی؛ اینها ارکان و مصالح تشکیل‌دهنده فرهنگ یک ملت است. اساس هویت یک ملت، اینهاست.[۵]

مراد ما از فرهنگ، همان ذهنیت هاست. هر جا که من تعبیر فرهنگ را به کار می‌برم، مرادم آن معنای عام فرهنگ است؛ یعنی آن ذهنیتهای حاکم بر وجود انسان که رفتارهای او را به سمتی هدایت می‌کند ــ‌ تسریع، ‌یا کند می‌کند ــ این، حداقل نیمی از عوامل تعیین‌کننده و پیش‌برنده و جهت‌دهنده‌ی به همه‌ی رفتارهاست.[۶]

مهندسی فرهنگی به معنای فرآیند بازطراحی، اصلاح و ارتقاء شئون و مناسبات نظام ‎های اقتصادی،‌ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور بر اساس فرهنگ مهندسی شده با توجّه به شرایط و مقتضیات ملی و جهانی است.[۷]

حوزه های فرهنگ

بر اساس تعاریف اوّلیه انجام شده در قرارگاه فرهنگ استان اصفهان، حوزه های اصلی فرهنگ که در مدیریت جامع فرهنگی استان به آنها پرداخته می شود ، به شرح موارد زیر است.

  • ·         ادیان و فِرَق

ادیان رسمی موجود در کشور، فِرَق ضالّه موجود در کشور

  • ·         اقوام

قومیت های مختلف موجود در کشور، زبان، گویش، فرهنگ بومی، خرده فرهنگ ها

  • ·         اقتصاد و برنامه ریزی فرهنگ

ارزش گذاری کالاها و خدمات فرهنگی، بازاریابی محصولات فرهنگی، اعتبارات فرهنگی، هزینه های فرهنگی، نظام آماری فرهنگ، برنامه های فرهنگی، بودجه ریزی فرهنگی

  • ·         تعلیم و تربیت

آموزش های پیش دبستانی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، آموزش های پودمانی و مهارتی، حوزه های علمیه، دانش، فناوری، پژوهش، ابداعات و اختراعات

  • ·         اخلاق حرفه ای و فقه مشاغل

کدهای اخلاق حرفه ای، فقه مشاغل، اخلاق، عرف

  • ·         خانواده

کودک، نوجوان، جوان، زنان، مردان

  • ·         رسانه

رسانه های تصویری، شنیداری، نوشتاری، چند رسانه ای، اینترنت

  • ·         روابط (تعاملات و تهاجمات) فرهنگی

مناسبات فرهنگی ملی و بین المللی، تهاجم فرهنگی دشمنان

  • ·         سازمانهای فرهنگی

سازمانهای دولتی، سازمانهای عمومی، سازمانهای خصوصی (سازمانهای رسمی و غیر رسمی)

  • ·         فرهنگ عمومی

سلامت اداری، فرهنگ ترافیک، شایسته سالاری، امید، تلاش، محکم کاری، سنن ملی، سنن تاریخی، سنن جغرافیایی، انضباط، اعتماد به نفس ملی، اعتزار ملی، قانون‌پذیری، تعاون و همکاری، اوقات فراغت، تفریحات، فرهنگ معیشت، فرهنگ پوشاک، فرهنگ خوراک، زبان، ادبیات، جشن ها، سوگواری ها، آداب و رسوم، تاریخ، هویت و …

  • ·         قوانین و مقررات فرهنگی (حقوقی)

نظامات فرهنگی، نظام پیوست فرهنگی، نظام آماری فرهنگ، مصوّبات، قوانین و مقرّرات، دستورالعمل ها

  • ·         گردشگری و میراث فرهنگی

ایرانگردی، جهانگردی، اماکن تاریخی، اماکن فرهنگی، اماکن طبیعی

  • ·         منابع انسانی فرهنگی

مدیران فرهنگی، اساطیر، هنرمندان، نویسندگان، اساتید، دانشجویان، علماء دین، طلاب، خطاطان، …

  • ·         ورزش

ورزش همگانی، ورزش رسمی (آموزش و پرورش)، ورزش قهرمانی، ورزش حرفه ای، تماشاچیان و هواداران، بازی

  • ·         هنر، صنایع و محصولات فرهنگی

هنرهای اجرایی، تجسّمی، صنایع دستی، معماری، شهرسازی، کتاب، …

 

که چهار حوزه آن مشترک با بقیه حوزه ها است. لذا ترکیب آنها در ماتریس زیر نمایش داده شده اند.

  [1]

نکته مهم:

تعیین ابعاد و مؤلفه های فرهنگ از وظائف شورای عالی انقلاب فرهنگی است. لیکن تا کنون تعریف جامعی از آن منتشر نشده است. از طرف دیگر تعاریف دانشگاهی انجام شده بیشتر در حد مباحث نظری و غیر کاربردی متوقّف گردیده است. مثلاً در جایی بیش از سیصد تعریف نظری از فرهنگ ارائه شده، ولی تعریف برگزیده نظام جمهوری اسلامی ایران هنوز از فرهنگ مشخص نیست. ابعاد آن تعریف نشده، لایه های فرهنگ و ساختار شکست آن تبیین نشده است. لذا به لحاظ مدیریت جامع فرهنگ استانی، خلأ جدّی در تعاریف، دسته بندی ها، ساختار شکست فرهنگ، اجزاء فرهنگ، درختواره فرهنگ وجود دارد.

جنگ فرهنگی راست است

بر اساس تمامی مواردی که بیان شد، چه از لحاظ نقلی و چه به لحاظ عقلی، ما هم اکنون دچار جنگ تحمیلی همه جانبه فرهنگی به کشور هستیم. این فرض مسلم ماست، و بر این اساس همه اسناد هویتی و راهبردی قرارگاه تدوین و عملیاتی می گردد. این جنگ فرهنگی ابعاد زیادی دارد، و در همه عرصه های ممکن آثار آن مشهود است، که یکی از ابعاد این جنگ، جنگ نرم است.

مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) در این باره چنین می فرمایند: «سیاست امروز، سیاست اندلسى کردن ایران است. موضوعى که من با شما در میان مى‌گذارم شکل موعظه ندارد؛ بلکه موضوعى اساسى است. اروپاییها وقتى خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامى بلند مدّت کردند. یکى از کارها این بود که تاکستانهایى را وقف کردند تا شراب آنها را به‌طور مجّانى در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند!»[۸]

این مصداق و صدها قرینه از این دست، همان چیزی است که در ایران امروز در حال وقوع است. مشروبات الکلی رایگان و به تاریخ روز، و نیز رواج سکس و بی بندو باری به طور همه جانبه؛ و … .

پس جنگ فرهنگی راست است. پس جنگ نرم راست است.

تعریف جنگ نرم

تعاریف بسیار زیادی از جنگ نرم وجود دارد. یکی از آنها که توسط مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) بیان شده به شرح زیر است.

جنگ نرم یعنی ایجاد تردید در دل ها و ذهن های مردم

رهبر معظّم انقلاب در دیدار با بسیجیان – ۰۴/۰۹/۱۳۸۸

انواع تعابیر نزدیک به جنگ نرم

تعابیر متفاوت و نزدیکی از جنگ نرم وجود دارد، که پاره ای از ابعاد، مصادیق آن در نمودار زیر آمده است.

[2]

 

صبغه اصلی جنگ نرم، فرهنگی است

 

پدافند و آفند[۹] در جنگ فرهنگی

از آن جا که جنگ فرهنگی را به عنوان فرض اوّلیه مبنا قرار داده ایم، پس مانند هر جنگ دیگری دو وضعیت عملیاتی تعریف می شود. یکی وضعیت حمله (آفند) و دیگری وضعیت دفاع (پدافند). گاهی ما در جنگ به دشمن حمله می کنیم و گاهی دفاع. گاهی جلو می رویم و گاهی به عقب رانده می شویم. این جزء ذات جنگ است،  و اگر کسی در این صحنه کارزار و در حال مبارزه با دشمن کشته شود، شهید است. [۱۰]

پس در جنگ فرهنگی دفاع در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمنان؛ و نیز حمله فرهنگی به مبانی فکری و اعتقادی و رفتاری آنها و اشاعه فرهنگ غنی اسلامی در داخل و خارج از کشور، یک ضرورت جدّی است. لذا طرح ریزی این عملیات بر عهده مدیران فرهنگی جامعه و به طور مشخص جزو وظائف ذاتی قرارگاه فرهنگ استان است.

پدافند عامل و پدافند غیر عامل در جنگ نرم

بر اساس تعاریف انجام شده در جنگ ها، دفاع یا پدافند بر دو قسم است. پدافند عامل و پدافند غیر عامل. پدافند عامل به آن دسته از فعالیت های خودی اطلاق می گردد که با بکارگیری مستقیم ابزارهای دفاعی، مقابله مستقیم با دشمن روی می دهد؛ و پدافند غیرعامل به آن دسته از فعالیت های خودی اطلاق می گردد که بدون بکارگیری ابزارهای دفاعی و با اعمال روش های مستحکم سازی، فریب، استتار و اختفاء آسیب پذیری خودی را به حداقل می رسانند.

در جنگ فرهنگی نیز این دو نوع پدافند وجود دارد.

پدافند عامل فرهنگ، دفاع مستقیم در مقابل تهاجمات فرهنگی، شبهات مطروحه توسط دشمن، و مقابله نرم با تهاجمات نرم دشمن است. البته در مواقع لزوم این دفاع با اعمال محدودیت ها  و مقابله سخت با عناصر و عوامل خارجی برنامه ریزی دشمن همراه می گردد.

پدافند غیرعامل فرهنگ، دفاع غیرمستقیم در مقابل تهاجمات فرهنگی دشمن است. مستحکم سازی اعتقادات، ارزشها و باورهای دینی، تحکیم ایمان قلبی، تقویت اخلاق دینی، و نیز ایجاد التزام درونی و تقیّد نسبت به حلال و حرام است.

به عبارت دیگر با انجام هم زمان این دو نوع دفاع، سپر دفاعی کامل فرهنگی برای جامعه مهیا می گردد. در دسته اوّل با دفاع مستقیم و در دسته دوّم با دفاع غیر مستقیم و غنی سازی فکری و اعتقادی. که به جرأت می توان گفت که مدل دوّم بسیار اثر بخش تر و مفیدتر است.

چرا اصطلاحات نظامی

یکی از نکاتی که توسط برخی خبرگان فرهنگی جامعه مطرح می گردد، اینکه چرا این قدر از عبارات و الفاظ جنگی و نظامی استفاده می کنید؟ از عباراتی مثل جنگ، تهاجم، شبیخون، قرارگاه، صف و ستاد، آفند، پدافند، مقابله، اطاق فرمان،  خط مقدم فرماندهی، کارزار، و …. مگر جنگ است؟

در پاسخ به این سوال چند نکته را باید متذکر شد:

۱-       البته و قطعاً جنگ فرهنگی سالهاست که شروع شده، اما چون بی صداست، ممکن است عدّه ای متوجّه نشوند. لیکن علائم آن به روشنی مشهود است. چنانچه مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) در دیدارشان با شعراء در سال ۱۳۸۸ بیان نمودند: «جنگ نرم؛ راست است، این یک واقعیت است؛ یعنى الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمیزنم، من از بعد از جنگ – از سال ۶۷ – همیشه این را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت این است که من صحنه را می‏بینم؛ چه بکنم اگر کسى نمی‏بیند؟! چه کار کند انسان؟! من دارم می‏بینم صحنه را، می‏بینم تجهیز را، می‏بینم صف‏آرایی‏ها را، می‏بینم دهانهاى با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاى با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه‏ى این آرمانها و علیه همه‏ى آن کسانى که به این حرکت دل بسته‏اند را؛ اینها را انسان دارد می‏بیند، خب چه کار کند؟ این تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظیفه داریم.[۱۱]»

مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) در دیدار اخیرشان با شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به این موضوع اشاره داشتند و بر اساس گزارشی که در سایت ایشان منتشر شد چنین فرموده اند:

«رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری تعبیر چند سال گذشته خود از شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی کشور افزودند: در آن زمان برای برخی سؤال و یا ابهام بوجود آمده بود که چرا یک اصطلاح نظامی برای مسائل فرهنگی استفاده می شود  در حالیکه اگر به شرایط کنونی فرهنگی دنیا دقت شود مشاهده می شود  که یک تهاجم عظیم و پیچیده در عرصه فرهنگ در جریان است. حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: با تحولات عظیم ارتباطاتی که امروز در دنیا بوجود آمده، جنگ فرهنگی به عرصه ای با ابعاد مختلف و فراگیر و پیچیده تبدیل شده است. ایشان جبهه استکبار را سردمدار اصلی این جنگ فرهنگی خواندند و افزودند: گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است زیرا نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه ایستاده و اثبات کرده که در این ایستادگی خود صادق است و توانایی مقابله و پیشرفت را نیز دارد.»[۱۲]

۲-  به لحاظ علمی و مدیریتی هم مشخص است که برای مقابله با هجمه هدفمند همه جانبه دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی، نیاز به مدیریتی جامع، منسجم، یکپارچه، و عالمانه وجود دارد. الگوی مناسب برای انجام این مقابله هدفمند، چیزی جز مدل قرارگاهی از نوع رهبری وجود ندارد. (در تعاریف مدیریتی دو سطح تعریف می شود . رهبری و مدیریت) بنابراین به لحاظ علم مدیریت نیز چاره ای جز استفاده از الگوی رهبری و فرماندهی وجود ندارد. لذا بکارگیری الفاظ نظامی و فرماندهی امری بدیهی است.

از چه چیزی باید دفاع کنیم؟ اولویت بندی اهداف کدامند؟

برای اینکه بتوانیم خوب دفاع کنیم باید بدانیم از چه چیزی باید دفاع نماییم، لذا تعیین اهداف عملیاتی دشمن یکی از مهم ترین نکاتی است که باید به آن پرداخته و دائماً به روز رسانی گردد. بدیهی است این امر ما را در تعیین نقاط حیاتی، حساس و مهم فرهنگی مان یاری می رساند، و پس از آن دفاع را برای ما آسان تر می نماید.

بر اساس تعاریف دقیق امنیتی اهداف کشور به سه دسته حیاتی، حساس و مهم تقسیم می شوند. بر اساس این نگاه و با استفاده از دیدگاه های علمای دین و فرهنگ شاید بتوان گفت اهداف فرهنگی به سه دسته زیر تقسیم می شوند.

۱-      اهداف حیاتی: اهدافی هستند که آسیب رسیدن به آنها باعث بروز مشکلات اساسی و ریشه ای به فرهنگ می گردند، و نظام را دچار مشکلات جدی می کنند.

در نگاه کلان این اهداف شامل؛ جهان بینی، باورهای فرهنگی و دینی جامعه هستند، که اگر آسیبی به این باورها وارد آید در تمامی شئون بعدی ارزشها و رفتارها، ایجاد و بروز مشکل می نماید.

۲-  اهداف حساس: اهدافی هستند که آسیب رسیدن به آنها باعث بروز مشکلات زیاد به فرهنگ می گردند.

در نگاه کلان این اهداف شامل، ارزش های فرهنگی و دینی حاکم بر جامعه و افراد است.

۳-  اهداف مهم: اهدافی هستند که آسیب رسیدن به آنها باعث بروز مشکلات فرهنگی می گردند.

در نگاه کلان این اهداف شامل، رفتارهای فرهنگی و دینی جامعه و افراد است. این اهداف از اهمیت کمتری نسبت به سایر اهداف برخوردارند. چرا که خود معلول اهداف قبلی هستند.

در یک بیان می توان گفت که دشمن در پی مغلوب نمودن عقول، و غالب نمودن هواهای نفسانی جامعه است. لذا در دعای صباح برای آسیب شناسی نفس چنین می خوانیم: «الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوائی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر»

راهکار مقابله با این تهاجمات در هر حوزه نیز بکارگیری فقه اکبر (اعتقادات)، فقه اوسط (اخلاقیات) و فقه اصغر (احکام شرعی) است، که تعریف راهکارهای نظری و عملی بسیار با اهمیت است.

در نمودار زیر دسته بندی این اهداف ملاحظه می گردد.

[3]

مقایسه جنگ سخت و جنگ نرم

از آنجا که جنگ سخت به دلیل تجربه ی ۸ سال دفاع مقدس و نیز ماهیّت آن؛ مشهود، ملموس و عینی است؛ لذا جنگ نرم را با آن مقایسه می کنیم، تا ابعاد جنگ نرم کمی ملموس تر گردد.

در جنگ سخت دشمن به مرزهای جغرافیایی، شهرها، روستاها، اماکن حیاتی و حساس اقتصادی، سیاسی، نظامی حمله می کند؛ ولی در جنگ نرم به افکار و اندیشه ها و باورها و اعتقادات می تازد.

در جنگ سخت تجهیزات و ابزارهای دشمن برای حمله شامل مواردی همچون توپخانه و هواپیما و تسلیحات نظامی مختلف است؛ ولی در جنگ نرم رسانه و اینترنت و مطبوعات و کتاب و فیلم و محصولات فرهنگی است.

در جنگ سخت روشهای عملیاتی منظّم (کلاسیک) و نامنظّم (پارتیزانی) مورد استفاده قرار می گیرد ؛ ولی در جنگ نرم جنگ روانی و شایعه پراکنی و دروغ سازی و موج آفرینی و شبهه آفرینی بکار می رود.

در جنگ سخت منطقه درگیری دو سپاه در مناطق جغرافیایی است؛ ولی در جنگ نرم منطقه درگیری در ذهن و قلب و مغز آحاد جامعه است.

در جنگ سخت از نیروهای نظامی و داوطلب استفاده می شود؛ ولی در جنگ نرم از کسانی همچون عناصر خودفروخته در گروههای مرجع استفاده می شود.

در جنگ سخت هزینه ها سرسام آور است؛ ولی در جنگ نرم چه بسا با هزینه هایی بسیار اندک و بعضاً از درون نظام انجام می شود.

در جنگ سخت گاهی نتایج فوری و لحظه ای دیده می شوند؛ ولی نتایج جنگ نرم در آینده نه چندان نزدیک رویت می گردند.

در جنگ سخت از درها وارد می شوند؛ ولی در جنگ نرم از قلب ها.

[4]



[۱] بیانات امام خمینی (ره) رهبر فقید انقلاب اسلامی –  ۳۱/۰۶/۱۳۶۰

[۲] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار وزیر علوم و رؤساى دانشگاه‌ها ۱۳۸۳/۱۰/۱۷

[۳] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى ۲۹/۰۹/۱۳۷۳

[۴] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى۲۰/۰۹/۱۳۷۵

[۵] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى ۰۸/۱۰/۱۳۸۳

[۶] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى ۲۳/۰۹/۱۳۷۸

[۷] نظام نامه تدوین نقشه مهندسی فرهنگی،۱۳۸۸

[۸] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جوانان سیستان و بلوچستان –   ۱۳۸۱/۱۲/۰۶

[۹] اگر چه این دو واژه متعلق به زبان فارسی نیست، لیکن به دلیل مصطلح بودن آنها در ادبیات نظامی مورد استفاده قرار گرفته است.

[۱۰] برداشت از تفسیر حضرت آیه الله جوادی آملی

[۱۱] رهبر معظّم انقلاب در دیدار با شعراء به تاریخ ۱۴/۰۶/۱۳۸۸

[۱۲] http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=8168