- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

مطالبات قدیمی تر رهبری از مسئولان عالی فرهنگی

امروز چند مطلب درباره موضوع مدیریت فرهنگ و رسالت دستگاه های فرهنگی از مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) دیدم، که در این جا آوردم.

و نکته ظریفی که دارد این است که، علی رغم اینکه این فرمایشات جدید نیستند، ولی گویا مسئولان عالی فرهنگی کشور باید فعلاً همین حرف های قبلی را عملی کنند،، تا بعد برسیم به فرمایشات و مطالبات جدیدتر رهبری! مانند قرارگاه فرهنگ، انسجام دستگاه های فرهنگی و …..

 ……………………………………………

انتظار از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی

«سیاستگذارى مسائل فرهنگى در آستانه‌ى تدوین برنامه‌ى پنج ساله‌ى دوم و به خصوص هدایت حرکت سازمان یافته براى مقابله با تهاجم فرهنگى دشمن و نیز ادامه‌ى گستردن کمى و کیفى دانشگاهها و مراکز تحقیق از جمله چیزهایى است که شان و نقش این شوراى عالى را حساس‌تر مى‌سازد و تقویت آن با نیروهاى تازه نفس را الزام مى‌کند. … انتظار از جناب‌عالى و دیگر اعضاء محترم آن است که فرهنگ انقلاب و تحول فرهنگى را عزیزترین و اصلى‌ترین مطلوب خود دانسته، همه‌ى تصمیم‌گیریهاى آن شوراى عالى را با این شاخص انجام دهید.»[۱]

عده‌اى خیال می کنند وقتى می گوییم تهاجم فرهنگى فقط مسأله‌مان این ‌است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است

«من یک وقت گفتم دشمنان «شبیخون فرهنگى» مى‌زنند. این ادعا راست است و خدا مى‌داند که راست است. بعضى نمى‌فهمند؛ یعنى صحنه را نمى‌بینند. کسى که صحنه را مى‌بیند، ملتفت است که دشمن چه‌کار مى‌کند و مى‌فهمد که شبیخون است، و چه شبیخونى هم هست! …

حال اگر دشمن با امواج خبرى وارد کشور ما شود؛ با رادیوهایش وارد کشور ما شود و حرفهایش را وارد کشور ما کند و در ذهن ملت این‌طور وارد کند که «مبارزه خوب نیست؛ دفاع از اسلام فایده‌اى ندارد؛ ایستادگى در مقابل دشمن ثمرى ندارد؛ هر چه زحمت بکشید و مبارزه کنید، ضرر کرده‌اید» آیا باز هم در مملکت ایران، مبارزه‌اى علیه دشمنان اسلام باقى خواهد بود؟! معلوم است که نه! خیلى از مسلمانان در دنیا هستند که با امریکا و دشمنان اسلام مبارزه نمى‌ کنند. خیلى ملت ها هستند که قرآن هم مى‌خوانند، نماز هم مى‌خوانند، عبادت هم مى‌کنند، اما با دشمن اسلام مبارزه نمى‌کنند که هیچ، با آنها دوستى هم مى‌کنند! اگر دشمن بتواند ملت ما را به ملتى که اعتقادى به مبارزه ندارد، امیدى به پیروزى ندارد، زهدى نسبت به جلوه‌هاى شهوانى و مادى ندارد، تبدیل کند، پیروز شده‌است. این‌جاست که مبارزه‌ ى فرهنگى، مبارزه‌اى واجب‌تر از واجب مى‌شود…

عده‌اى خیال کرده‌اند که وقتى ما به تهاجم فرهنگى غرب حمله مى‌کنیم، فقط مسأله‌مان این‌است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است. مردم بحمدالله حجاب شان را رعایت مى‌کنند؛ الا افرادى قلیل. مسأله‌ى اینها نیست. این، فرعى است. اصل قضیه آن است که داخل خانه‌هاست و از مجامع جوانان سرچشمه مى‌گیرد و دشمنان آن‌جا کار مى‌کنند. آن‌که آشکار نیست، آن‌که پنهان است، خطر آن‌جاست. جوانان ما شهوات را دور انداختند، راحتى و لذت را دور انداختند؛ رفتند در میدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو درآورند. حال دشمن از جوانان ما انتقامش را مى‌گیرد. انتقامش چیست؟ انتقام دشمن این است که جوانان ما را به لذات و شهوات سرگرم کند. پول خرج مى‌کنند، عکس مبتذل چاپ مى‌کنند و مجانى بین جوانان منتشر مى‌کنند. ویدئو درست مى‌کنند و فیلمهاى مهیج شهوت را مجانى به این و آن مى‌دهند که نگاه کنند. البته، یک‌عده از این طریق، پول هم دست مى‌آورند؛ اما آنهایى که سرمایه‌گذارى مى‌کنند، براى پول، سرمایه‌گذارى نمى‌کنند. مى‌توانند آنها را در کشورهاى دیگر، آزادانه پخش کنند و پول به‌دست آورند. این‌جا مى‌خواهند نسل جوان را ضایع و نابود کنند…»[۲]

ورزش ابزاری قوى در برابر تهاجم فرهنگى

«چرا در ورزش، سیاستهاى کلانى مشاهده نمى‌شود و از ورزش به عنوان یک ابزار قوى در برابر تهاجم فرهنگى استفاده نمى‌گردد؟»[۳]

باید از آنچه که در اختیار داریم، حداکثر استفاده را برای مقابله با تهاجم فرهنگی بکنیم

«امروز دشمن از همه‌ى روش ها استفاده مى‌کند. من دیروز در جمع جوانها مى‌گفتم که امروز صدها سایت اصلى و هزاران سایت فرعى در اینترنت وجود دارد که هدف عمده‌شان این است که تفکرات اسلامى و بخصوص تفکرات شیعى را مورد تهاجم قرار دهند. تهاجم هم تهاجم استدلالى نیست؛ از روشهاى تخریبى و از روشهاى روانشناسانه و غیره استفاده مى‌کنند. همه‌ى اینها پاسخ دارد؛ پاسخهایش هم مشکل نیست؛ بایستى از این وسایل استفاده کرد. باید از آنچه که در اختیار داریم، حداکثر استفاده را بکنیم. ما نه از صدا و سیمای مان، نه از مطبوعات مان و نه از بسیارى از منابر عظیم عمومى‌مان، چنان که باید و شاید، استفاده نمى‌کنیم. این ضعف هاى ماست؛ این ضعف ها را بایستى کم کنیم. باید روزبه‌روز نقاط ضعف را کم و نقاط قوت را زیاد کرد؛ و این ممکن است.»[۴]

 

مدیران فرهنگی نباید در مقابل تهاجم فرهنگی حالت وادادگی پیدا کنند

«من هفت، هشت سال پیش، مسأله‌ى تهاجم فرهنگى را مطرح کردم؛ اما خیلی ها با این قضیه برخورد تندى کردند و گفتند تهاجم فرهنگى چیست؛ در حالى که یک واقعیت بسیار مهم، حساس و خطرناک است. غربی ها سعى مى‌کنند عرف هاى فرهنگى خودشان را بر کشورهاى مختلف تحمیل کنند. یک مدیر اگر در مقابل اینها حالت وادادگى پیدا کرد، همین چیزهایى که پیش آمده، پیش مى‌آید. وادادگى مدیران، یکى از مهمترین و مؤثرترین و مضرترین عواملى است که دستگاههاى فرهنگى را به انحراف مى‌کشاند. وقتى که دستگاه فرهنگى منحرف شد، نتیجه‌اش در بیرون معلوم مى‌شود. آن دستگاهى که باید در جهت رشد فکرى و فرهنگى و عملى انسان ها فیلم بسازد و کتاب تولید کند و تمام ابزارهاى فرهنگى را در این جهت به کار بیندازد، وقتى مى‌بینم که در این زمینه‌ها کم‌کارى دارد، طبیعتا مورد عتاب من قرار مى‌گیرد. این را نباید حمل بر یک جهت گیرى سیاسى کرد.»[۵]

 

حوزه‌هاى علمیه باید در زمینه تولید، تبیین و تدوین فکر وارد میدان شوند

«تکیه‌ى نظام اسلامى به قدرت مردم است. قدرت مردم هم با ایمان آنهاست؛ اگر مؤمن باشند، دفاع خواهند کرد؛ اما اگر پایه‌ى ایمان سست شد، این پشتیبانى و این دفاع به مرور از بین خواهد رفت. بنابراین چیزى که ایمان و اعتقاد راسخ مردم را هدف گرفته است، نباید دست‌کم گرفت. علاج این کار، پیکار نظرى است. یک حرکت علمى در این زمینه لازم است. البته ما دولت را از این مسؤولیت برکنار نمى‌کنیم. خطاب و عتاب ما در طول این سالها تا امروز به وزارت ارشاد و دستگاههایى که تبلیغات رسمى را بر عهده دارند، به خاطر همین جهت بوده است. بالاخره دولت یکى از مهمترین مسؤولیتها را بر عهده دارد؛ کمااین‌که صدا و سیما بخش مهمى از این مسؤولیت را بر عهده دارد؛ کمااین‌که همه‌ى دستگاههاى هنرى که به نظام اسلامى وابسته‌اند، مسؤولند؛ لیکن مسؤولیتهاى دولتى را نباید نافى مسؤولیتهاى علما و حوزه‌هاى علمیه گرفت. بالاخره تولید و تبیین و تدوین فکر، کار حوزه‌هاى علمیه است و حوزه‌هاى علمیه باید در این زمینه وارد میدان شوند.»[۶]

مسؤولان کشور باید بدانند که دشمن از کجا حمله مى‌کند

«سالها پیش، من یک روز راجع به تهاجم فرهنگى صحبت کردم و گفتم دشمن از روزنه‌هاى فرهنگى به ما حمله مى‌کند؛ اما متأسفانه عده‌اى این را نفهمیدند. بعضى صریح و بعضى هم در پرده گفتند فلانى به چه چیزى حمله مى‌کند؟! کدام تهاجم، چه تهاجمى؟! امروز بعد از گذشت چند سال، آدمهاى دیرفهم کم‌ کم مى‌فهمند که تهاجم فرهنگى یعنى چه! موج حملات فرهنگى دشمن که ایمان جوانان را هدف قرار داده، حالا به چشمشان مى‌آید و ابراز نگرانى مى‌کنند! مى‌بینند در همه‌ى محیطهایى که جوانان حضور دارند، دشمن مى‌خواهد جاپایى از خود به جا بگذارد و عقیده‌ى آنها را به انقلاب و دین و امام برگرداند؛ حتى عده‌اى در این‌که این ملت استقلال مى‌خواهد، خدشه مى‌کنند! یعنى درست همان خواست دشمن؛ یعنى تهاجم فرهنگى. مسؤولان کشور این خودآگاهى را لازم دارند تا بدانند دشمن از کجا حمله مى‌کند. اگر فهمیدند، بیدار خواهند بود. آن‌گاه شجاعت و تقوا و پاکدامنى آنها به کار این ملت خواهد آمد.»[۷]

ما باید طرح کلى دشمن را در مورد خودمان بدانیم

«این‌که ما بتوانیم طرح کلى دشمن را در مورد خودمان بدانیم، بخشى از توان دفاعى ماست؛ به این مسأله توجه داشته باشید. ندانستن این‌که دشمن چه در سر دارد و چه مى‌خواهد بکند، غفلتى است که ممکن است ما را از امکان برخورد و دفاع محروم کند؛ ما باید این را کاملا بدانیم. از سالهاى هفتادوسه و هفتادوچهار بتدریج و به‌ صورت روزافزون، مبارزه‌ى اعتقادى – اخلاقى شروع شد.  بنده همان وقت ها شروع این مبارزه را احساس کردم. بحث تهاجم فرهنگى ‌اى که مطرح کردیم، ناشى از این بخش قضیه بود. در کنار حرکات عملى سیاسى و اقتصادى و غیره، حقیقتا یک تهاجم در زمینه‌ى مسائل فرهنگى و با ابزارهاى فرهنگى آغاز شد.»[۸]

دستگاه های فرهنگی باید پاسخگو باشند، که برای مقابله با تهاجم فرهنگی چه کرده اند

«پاسخگویى باید به معناى صحیح کلمه وجود داشته باشد. باید دستگاه‌هاى فرهنگى کشورچه آنچه مربوط به دولت است، چه آنچه زیرمجموعه دولت نیست، مثل صدا و سیماروشن کنند که در مقابل تهاجم گسترده‌ى فرهنگى دشمنان چه تدابیرى را براى اعتلا و بارور کردن فرهنگ اسلامى و انقلابى و عمومیت بخشیدن به نقاط برجسته‌ى آن به‌کار بسته‌اند.» [۹]

امروز برای مقابله با تهاجم فرهنگی نمى‌شود به همان روشهاى قدیمى خودمان اکتفا کنیم

«عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگى با استفاده از ابزارها و فناوریهاى جدید ارتباطى خیلى جدى است؛ صدها وسیله و راهرو اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوه‌هاى تلویزیونى و رادیویى و رایانه‌اى و امثال اینها دارند استفاده مى‌کنند و همین‌طور به صورت انبوه، افکار و شبهه‌هاى گوناگون را در آنها مى‌ریزند. باید در مقابل اینها ایستاد. امروز نمى‌شود به همان روشهاى قدیمى خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمى‌آید. جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آنچه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیمارى را نشناسید که علاج نمى‌توان کرد. اینها همه ملایى مى‌خواهد. درس خواندن، مطالعه کردن و کار کردن، که همه‌ى اینها زیر عنوان مهارتهاى دینى خلاصه مى‌شود.»[۱۰]

بعضى چشم شان را می ببندند بر روی تهاجم فرهنگى؛ بعد هم که قبول می کنند به دنبال بحث هاى ذهنى می روند!

«در باب تهاجم فرهنگى ما یک روزى گفتیم دارد تهاجم فرهنگى انجام مى‌گیرد. این صحبت دوازده، سیزده سال قبل است. اگر از من مى‌خواستند که تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، من که با چشم خودم کأنه دارم تهاجم فرهنگى را مى‌بینم، مى‌توانستم موارد را نشان بدهم. در چندین سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضی ها شروع کردند به انکار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنین چیزى وجود ندارد! بنده به یاد بنى‌صدر افتادم. در اول جنگ تحمیلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‌آمدند و مى‌گفتند عراقیها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنى صدر مى‌گفتیم: رئیس جمهور! شما چه خبر دارید؟ مى‌گویند عراقی ها حمله کردند؛ مى‌گفت دروغ مى‌گویند؛ این سپاه براى اینکه خودش امکانات دست و پا کند، این حرفها را مى‌زند! آنها را متهم مى‌کردند. بعد هم به دهلران رفت – که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند – ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‌گویند عراقیها آمده‌اند؛ عراقیها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله‌ى عراقیها تصرف شد. نمى‌شود که واقعیات را با چشم روى هم گذاشتن انکار کرد.

پادشاه معاصر حافظ، شاه شیخ ابواسحاق – که البته شاه بود، اما شیخ نبود؛ اسمش شیخ ابواسحاق است – یک جوان خوشگذران خوش قیافه بود که از شعرهاى حافظ فهمیده مى‌شود که به او خیلى علاقه داشته، وقتى امیر مبارزالدین آمده بود اطراف بیابانهاى شیراز اردو زده بود و داشت خودش را آماده‌ى حمله‌ى به شیراز مى‌کرد، این حاکم بدبخت شیراز که غرق در عیش و نوش خودش بود، خبر نداشت، وزیرش هم جرئت نمى‌کرد به او چیزى بگوید. اگر چیزى مى‌گفتند، مى‌گفت شماها بیخود مى‌گویید. وزیرش یک روز تدبیرى اندیشید و مثلا گفت: جناب اعلى حضرت مایل نیستید که در این فصل بهار، بالاى پشت بام برویم و این بیابان را نگاهى بکنیم و از این سبزه‌ى بیابان استفاده‌اى بکنیم؟ آن هم که چنین آدمى بود، گفت: چرا؛ برویم. بالاى پشت بام قصر رفت، نگاه کرد و دید در بیابان اردو زده‌اند. گفت: اینها چیست؟ گفت: اردوى مبارزالدین کرمانى است؛ آمده پدر شما و همه‌ى دربارتان را در بیاورد. به این بهانه و تدبیر، وجود دشمن را به او نشان داد.

بعضى این‌طورى‌اند؛ چشمشان را روى هم مى‌گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگى نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحثهاى ذهنى رفتند! «تهاجم یعنى چه؟»، «فرهنگ یعنى چه؟»، «فرهنگى چه چیزهایى را شامل مى‌شود و چه چیزهایى را شامل نمى‌شود؟» ما به اینها چه کار داریم؟!

نقل مى‌کنند قدیمها که در یک شهرى، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده‌اى رفتند پیش عالم شهر – که آدم گوشه‌گیرى بود – تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند: آقا! در این شهر سینما ساخته‌اند، شما یک اقدامى بکنید. عالم یک فکرى کرد، گفت: حالا ببینیم این سى‌نماست یا سى‌نماست یا سى‌نماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظرى کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند! بنده طرفدار بحثهاى نظرى این طورى نیستم که برویم در آنها غرق بشویم؛ اما به هر حال باید بحثهاى نظرى انجام بگیرد تا معلوم شود که پیشرفت به چیست.»[۱۱]

 


[۱] حکم انتصاب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی به عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۳۷۱/۰۹/۲۰

[۲] بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار کارگران و فرهنگیان کشور، به مناسبت «روز کارگر» و «روز معلّم» ۱۳۷۲/۰۲/۱۵

[۳] بیانات در دیدار صمیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامى با جوانان به مناسبت هفته جوان‏ ۱۳۷۷/۰۲/۰۷

[۴] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‏ ۱۳۷۹/۱۱/۲۷

[۵] [1] بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۱۳۷۹/۱۲/۲۲

[۶] [2] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اعضاى مجلس خبرگان‏ ۱۳۸۰/۰۶/۱۵

[۷] [3] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اقشار مختلف مردم، به مناسبت ۱۹ دى ماه، سالروز قیام مردم‏ ۱۳۸۰/۱۰/۱۹

[۸] [4] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتى‏ ۱۳۸۲/۰۲/۲۲

[۹] [5] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در صحن جامع رضوى مشهد مقدس‏ ۱۳۸۳/۰۱/۰۲

[۱۰] [6] بیانات در جمع روحانیون استان سمنان ۱۳۸۵/۰۸/۱۷

[۱۱] [7] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار اساتید و دانشجویان‏ دانشگاههاى استان سمنان ۱۳۸۵/۰۸/۱۸