مكتب ايرانى؛ انحرافی اعتقادی، سیاسی و عقلایی | وب سایت مهندس علي ماهرالنقش


سرویس فرهنگی از کتاب ” مدل مدیریت جامع فرهنگ ” در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی رونمایی شد. یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۴۱ . . به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، در جلسه امروز (۱۴ آذرماه) کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از کتاب “مدل مدیریت جامع فرهنگ” رونمایی شد. کتاب “مدل مدیریت جامع فرهنگ” […]

بازنشر از سایت الف/ . هم زمانی انتشار این مقاله با ابلاغ سیاست های کلی انتخابات، توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) را به فال نیک می گیرم، و امیدوارم بتوانیم شبیه سازی اندکی از شرایط نموده و ضرورت بازمهندسیِ نظام انتخاباتی و بازنگری جدی در شاخص­های تأیید صلاحیت­ها را در حد مقدور تبیین نماییم. […]

در هفته پدافند غیر عامل، جهاد دانشگاهی صنعتی اصفهان کتاب شبیه سازی بحران “Crisis Simulation” را منتشر نمود.   هر که در عاقبتِ کار نِگَریست، در عاقبتْ نَگِریست ******* کشور ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی طبیعی و سیاسی آن و نیز بروز و ظهور انقلاب اسلامی در آن، در معرض تهدیدات جدّی طبیعی و بشرساز […]

موضوع مدیریت بحران یکی از نیازهای آموزشی سازمان هایی است که در یکی از عرصه های اقتصادی، صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دفاعی فعالیت می نماید. چرا که هر سازمانی دارای رقبایی است که در صدد پیشی گرفتن از او در عرصه بازار هستند؛ و بحران سازی از سوی رقبا در شرایط فعلی امری طبیعی […]

کلمه سناریو از عبارت لاتین (Scenario) گرفته شده، و دارای معنی واحد، و تعابیر متفاوتی در حوزه های مختلف کاربردی آن است. در عالم هنر کلمه سناریو به عنوان متن یا نمایشنامه ای است که فیلم یا تئاتر بر اساس آن تولید و ایجاد می شود. در این متن تمامی عوامل فیلم، نقش آنها، دیالوگ […]

ساختار شکست کار معادل کلمه لاتین Work Breakdown Structure – WBS است. کاربرد این واژه که در بر گیرنده یک ابزار کارآمد در سیستم های کاری مختلف است، تسهیل کننده و سازماندهی کننده در انجام یک پروژه، یک موضوع، و یا یک فعالیت است. بدین صورت که آن مقوله را در سطوح مختلف تقسیم­بندی می­کند، […]

دو چالش اصلی امروز فرهنگ کشور، یکی عدم وجود نظام جامع فرهنگ است تا همه داشته ها، قوت ها، توانمندی ها و امکانات خود را در یک منظومه واحد و منطقی قرار داده و در راستای ارتقاء سطح فرهنگ به کار گیریم، و دیگری عدم تدوین مدل های عملیاتی و اجرایی دینی (عدم تدوین سبک […]

شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از شجره های طیّبه ای است که پس از انقلاب اسلامی به دست مبارک امام خمینی (ره) غرس شده و در طول زمان حیات خود، همواره از حمایت بی بدیل رهبری معظّم انقلاب بهره مند بوده است. لیکن فرآیند عملکردی، میزان اثربخشی، نوع سازمان دهی و پاره ای مسائل دیگر […]

چاپ این نوشته

مکتب ایرانی – انحرافی اعتقادی، سیاسی و عقلایی

انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۵۷ در این سرزمین ظهور کرد، با بر افراشتن پرچم اسلام و مبارزه با استکبار و ظالمان جهان، باعث امید بسیاری از مردم جهان شد. این امید با مقاومت های رهبر و ملت ایران در برابر سلطه گری های غرب، جنگ تحمیلی، ترورها، محاصره های اقتصادی فلج کننده و … روز به روز بیشتر می شود؛ و شرایط به گونه ای است که امروز رسماً ملت های بیدار شده در کشورهای مختلف، الگوی بیداری اسلامی خود را انقلاب اسلامی ایران نام می برند؛ که ریشه آن را باید در استفاده از الگوی استخراجی از کتاب و عترت؛ و عمل نمودن به آن ذکر کرد.

از طرف دیگر دشمنان اسلام و ایران نیز بیکار ننشسته و سعی در تخریب ارزش های ناب اسلامی این حرکت نموده؛ و از هر بهانه ای برای زیر سوال بردن آن استفاده می کنند.

در این میان و ناگهان پس از گذشت ۳۴ سال از ظهور وبروز انقلاب اسلامی و گذر از دوران سیاه ملی گراها در کشور، دوباره صدایی بلند می شود که بوی دوران ملی گرایی، نفاق، تفرقه و جدایی می دهد. این نغمه شوم چنین می سراید که دوران مکتب اسلام تمام شده! و دوران مکتب ایران سرآغازی بر انسان شدن و رهایی بشریت است!!

لذا در ادامه بسیار خلاصه محورهای انحراف این تفکّر از منظر اعتقادی و دینی، سیاسی و عقلایی بیان گردیده است.


 

به لحاظ اعتقادی و دینی

خداوند تنها دین و مکتب مقبول را اسلام می داند، و هدایت را فقط از جانب خدا معرفی می نماید، و پیروی از هدایت شدگان را راه رهایی و رستگاری. تکمیل دین و نعمت هم مرهون همین دین و آیین (اسلام) معرفی می نماید. لذا هر دین و مکتبی غیر از اسلام را نفی و غیر قابل پذیرش می داند. از طرف دیگر خداوند دسته بندی های قومی و قبیله ای را نفی و به مقابله با هر گونه قبیله گرایی ها می پردازد، چرا که مایه انحراف از صراط مستقیم، دوری از حق و سقوط در عذاب الهی می گردد. شاخص تعالی اقوام را هم تقوی الهی می داند، نه قوم و قبیله. و نهایتاً هر چیزی نابود شدنی است الا خداوند و مکتب الهی اش، اسلام.

در ادامه به تعداد اندکی از این موارد به نقل از قرآن اشاره شده است.

۱- بگو هدایت تنها و تنها هدایت خدا است.[۱]

۲- اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم.

امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم.[۲]

۳- فقط اسلام

«و هر کس جز اسلام دینى گزیند هرگز از او پذیرفته نمى ‏شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است»[۳]

۴- بى‏گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است.

«بى ‏گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویى که در میان ایشان بود»[۴]

۵- آنها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن [۵]

«اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم (و شایسته بدانیم،) بالا مى‏بریم پروردگار تو، حکیم و داناست. و اسحاق و یعقوب را به او [ابراهیم‏] بخشیدیم و هر دو را هدایت کردیم و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسى و هارون را (هدایت کردیم) این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم! و (همچنین) زکریّا و یحیى و عیسى و الیاس را همه از صالحان بودند. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را و همه را بر جهانیان برترى دادیم. و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادى را برترى دادیم) و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. این، هدایت خداست که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایى مى‏ کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکى) که انجام داده‏اند، نابود مى‏گردد (و نتیجه‏اى از آن نمى‏گیرند). آنها کسانى هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم و اگر (بفرض) نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حقّ زمین نمى‏ماند زیرا) کسان دیگرى را نگاهبان آن مى‏سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. آنها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشى از شما نمى‏طلبم! این (رسالت)، چیزى جز یک یادآورى براى جهانیان نیست! (این وظیفه من است)»

۶- مکتبی غیر از اسلام هرگز

«آیا جز دین خداوند را باز مى‏جویند با آنکه آنان که در آسمان‏ها و زمینند خواه‏ناخواه گردن نهاده فرمان اویند و به سوى او بازگردانده مى‏شوند.»[۶]

۷- مکتب اسلام برتر از همه مکاتب

«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‏ها برترى دهد اگر چه مشرکان نپسندند[۷]

«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‏ها برترى دهد و خداوند، گواه بس.»[۸]

۸- مکتب اسلام، مکتب نهایی و برتر

«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‏ها برترى دهد اگر چه مشرکان نپسندند.»[۹]

۹- قبیله گرایی ممنوع

«اى مردم! ما شما را از مردى و زنى آفریدیم و شما را گروه‏ها و قبیله‏ ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی ‏گمان گرامى‏ ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستى خداوند دانایى آگاه است.»[۱۰]

۱۰- هر شاخصی بجز شاخص الهی، عذاب را به دنبال دارد

«پس با خداوند خدایى دیگر (به پرستش) مخوان که از عذاب‏شدگان باشى.»[۱۱]

۱۱- همه چیز نابود شدنی است الا او

«و با خداوند، خدایى دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایى جز او نیست، هر چیزى نابود شدنى است جز ذات او فرمان او راست و (همگان) به سوى او بازگردانده مى‏شوید.»[۱۲]


 

به لحاظ سیاسی

اگر به موضوع مکتب ایرانی از منظر سیاسی بنگریم، بدلایل متعدّد این ادعا با مبانی سیاسی نظام اسلامی در تضاد است. نظام اسلامی از ابتدای شکل گیری و ایجاد، شعارهایی مبنایی را در مواجهه و مقابله با استکبار و ظالمان جهانی؛ و به منظور تمرکز قوا و همراه سازی و متحد نمودن همه اقوام و مکاتب و ادیان الهی، تعریف و رواج داد. از جمله این شعارهای مبنایی می توان به موارد زیر اشاره نمود.

۱- وحدت همه ادیان الهی در دنیا

۲- وحدت همه مذاهب اسلامی در جهان

۳- محور قرار دادن خدا و اسلام در همه حرکت ها و دعوت های به سوی حق و مبارزه با استکبار

حالا وقتی کسی شعار ایران را بجای اسلام مطرح کند، آیا باید انتظار اقبال جهانی را داشته باشیم، یا ادبار جهانی را؟

اگر بجای موضوعی الهی و وحیانی؛ موضوعی قومی و قبیله ای را جایگزین کنیم، آیا دنیا به آن بله می گوید، و یا تازه شیطنت شیاطین شروع می شود؟ هان این همان مجوس های ایرانی هستند، که به دنبال نفی اسلام اند! چنانچه در این ایام شاهد این گونه گفتارهای شبهه آفرین بوده ایم.

از طرف دیگر، نگاه ناسیونالیستی نگاهی محدود و بخشی است، و ما را از حرکت های جهانی باز می دارد. و چه عجیب است نزدیکی شعارهای «مکتب ایرانی بجای مکتب اسلام» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»!!!

از نگاه درون گفتمانی هم، ملت ایران بارها از این ملی گرایی و ملی گراها ضربه ها خورده است. مگر این عبارات امام خمینی (ره) درباره ملی گرایی  نیست؟

«ملی گرایی بر خلاف اسلام است. اسلام آمده است که همه را یک نحو به آن نظر بکند، همه جوامع را. ملی گرایی این است که الان در آمریکا بین سیاه و سفید دارد واقع می شود و این کارتری که دعوی این را می کند که من طرفدار بشر هستم این سیاهان را اینطور می کشد و این طور آزار می دهد. ملی گرایی اینست که بعضی از این دولت های عربی می گویند عربیت و نه غیر. ملی گرایی این پان ایرانیسم است، این پان عربیسم است. این بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجید است ما که می گوئیم جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزه ای ندیدیم!» [۱۳]

«روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است و روز تحقق پاسداری از اسلام، از حقیقت، از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می رفت با کجروی های تفاله جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت با شعار ( لا خبر جاء و لا وحی نزل ) محو و نابود شود.[۱۴]

ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند، چه سیلی به ما زد آن آدم.»[۱۵]

«باید این جهت اسلامیت را – خالص اسلامیت – حفظ کند. این ملی گراها و اینها که هی فریاد ملی ملی می زنند، همین هائی هستند که بعضی شان در این کودتا هم دخالت داشتند، بر ضد این مملکت خودشان برای دیگران، همین ها هستند که بعضی شان به طوری که شواهد هست دخالت در این امر داشتند.»[۱۶]

«با دست حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده است. عرب ها را در مقابل عجم ها و ترک ها قرار دادند و عجم ها را در مقابل عرب ها و ترک ها را در مقابل دیگران و همه نژادها را در مقابل هم. اینکه من مکرر عرض می کنم که این ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است، برای این است که این ملی گرائی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت های مسلمین قرار می دهد و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه هائی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند.»[۱۷]

«اسلام آمده است که همه نژادها به هم اند، مثل دنده های شانه می مانند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتی بوده است که، تلقیناتی بوده است که از ابرقدرت که می خواستند ما را بچاپند شده است و مع الاسف بعضی اشخاص مسلمان صحیح هم، باورشان آمده است. »[۱۸]

«از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپا خاسته اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سال هاست بدان دامن می زند و بعضی از طوایف هم همان راه را پیش گرفته اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده اند و حتی به دشمنی کشیده اند، غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسأله ای است که در آن حرفی نیست و ملی گرائی در مقابل ملت های مسلمان دیگر، مسأله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم)) بر خلاف آن است و آن ملی گرائی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مومنین منجر می شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله های اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج می برند.» [۱۹]

«اینهائی که با اسم ملیت و گروه گرائی و ملی گرائی بین مسلمین تفرقه می اندازند، اینها لشکرهای شیطان و کمک کارهای به قدرت های بزرگ و مخالفین با قرآن کریم هستند.»[۲۰]

«مسلمان ها در هر جا که هستند با اشکال مختلفه، یک شکل آن ملی گرایی، آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن میگوید ملت ترک. این ملی گرایی که به این معناست که هر کشوری، هر زبانی بخواهد مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستد، این آن امری است که اساس دعوت پیغمبرها را بهم می زند. پیغمبرها که از اول تا ختم شان آمده اند مردم را به برادری، به دوستی، به اخوت دعوت کرده اند، در مقابل آنها یک قشرهای تحصیلکرده در دامن غرب یا شرق آمده اند و ندانسته، اکثراً ندانسته و بعضی هم دانسته قضیه ملی گرایی را پیش کشیده اند.» [۲۱]

«خوب، این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف با آن هست. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم.» [۲۲]

«زائران بیت الله و عاشقان لقاءالله ….. که از کشور ( لاشرقیه و لاغربیه ) آمده اند تا با تلبیه و لبیک لبیک، دعوت خداوند را به سوی صراط مستقیم انسانیت اجابت کنند و با پشت پا زدن بر مکتب شرقی و غربی و انحرافات ملی گرایی، فرقه زدایی نموده، با همه ملت ها بدون در نظر گرفتن رنگ و ملیت و محیط و منطقه، برادر و برابر، غمخوار یکدیگر باشند و تحکیم وحدت کنند و با ( ید واحده ) بر دشمنان بشریت و زورگویان جهانخوار بتازند. »[۲۳]

«این انگیزه ملی گرایی و خلود در ارض است که مصالح مسلمانان را فراموش کرده و دفاع از مصالح مسلمین را در حصار ملت خاص قرار داده و قلم سرخ بر قرآن کریم و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام و سیره مستمره انبیای عظام و اولیای معظم علیهم السلام در طول تاریخ کشیده است.»[۲۴]

پس کسانی خود را پیرو امام می دانند، خوب است تأمّل و توجّه مجدد نمایند.

لذا طرح شعار مکتب ایرانی بجای مکتب اسلام چیزی جز ضربه به مواضع نظام اسلام در درون و بیرون نیست.


 

به لحاظ عقلایی

و نهایتاً اگر به این موضوع از منظر عقلی بنگریم، اگر چه معتقدیم هر آنچه که عقل به آن حکم می کند، دین هم به همان حکم می کند[۲۵]، و به دور سو گیری ها به موضوع نگاه کنیم، نکاتی مطرح می شود.

بشر امروز به دنبال هدایت و رستگاری است، و هر چه جلوتر می رویم هم گرایی در انتظار بیشتر می شود. انتظار برای رسیدن به الگویی یکه برای رهایی، رستگاری، وصل به حقیقت. و شاید همین انتظار باشد که دنیا را مهیّای ظهور منجیِ منتظر نماید.

از سوی دیگر ایرانی که ملی گراها از آن دم می زنند و از تاریخ چند هزار ساله اش یاد می کنند، مگر در آن حاکمان ظالم و مستبد و مشرک کم داشته است؟  مگر بسیاری از عقب افتادگی های ملت ایران ناشی از همین انحراف و ضلالت و وابستگی حکامش نبوده است؟ مگر همین ملت حکومت مستبد پهلوی را ساقط نکردند؟ این هم جزیی از تاریخ این مرز و بوم است. آیا انتظار داریم همه مردم دنیا بیایند و از این همه فراز و فرود تبعیّت کنند؟ آیا اگر ما بجای آنها باشیم چنین مکتبی را می پذیریم؟ البته که نه.

تازه مگر یونان و روم هم دارای سوابق تمدنی این چنینی نیستند؟ پس اگر آنها هم مکتب یونانی و رومی را مطرح کنند، مردم دنیا کدام را باید انتخاب کنند؟

پس توجّه به این امر ضروری است که باید نگاه مان جهانی باشد. هر گونه حد زدن جغرافیایی به یک تفکّر و مکتب عین خطاست، و باعث از کار افتادن آن مکتب می شود. بشر امروز به دنبال مکتبی جهان شمول است. مکتبی که از عالم ذر، تا عالم ممکنات و عالم آخرت؛ همه را در مدلی واحد تبیین و تعریف نماید. نه مکتبی محدود و وابسته و مقیّد به یک جغرافیای خاص.

اگر قرار بود مردم جهان حول یک نژاد، یک کشور، یک قدرت و … جمع شوند، وقتی مکتب آلمانی با شعار برتری نژاد آریایی ظهور کرد[۲۶]، دور آن جمع می شدند. وقتی آمریکا شعار دهکده جهانی را سر داد، به آن اقبال نشان می دادند. تاریخ نشان داده که محوریت وحدت جوامع بشری حول نژاد و ملیت و زبان و رنگ و … نیست. بلکه محوریت بر مبنای حق است، و حق و هدایت چیزی نیست جز از جانب خدای متعال. «قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى »[۲۷]

والسلام


[۱] «قُلْ إِنَّ الْهُدَى‏ هُدَى اللَّهِ» ال عمران-۷۳

[۲] «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» المائده- ۳

[۳]  «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ» آل‏عمران – ۸۵

[۴] «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ» آل‏عمران – ۱۹

[۵] «وَ تِلْکَ حُجَّتُنَا ءَاتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلىَ‏ قَوْمِهِ  نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ  إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ(۸۳) وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ  کُلاًّ هَدَیْنَا  وَ نُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ  وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَنَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسىَ‏ وَ هَرُونَ  وَ کَذَالِکَ نجَْزِى الْمُحْسِنِینَ(۸۴) وَ زَکَرِیَّا وَ یحَْیىَ‏ وَ عِیسىَ‏ وَ إِلْیَاسَ  کلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ(۸۵) وَ إِسْمَاعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطًا  وَ کُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِینَ(۸۶) وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِِمْ وَ إِخْوَانهِِمْ  وَ اجْتَبَیْنَاهُمْ وَ هَدَیْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(۸۷) ذَالِکَ هُدَى اللَّهِ یهَْدِى بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ  وَ لَوْ أَشرَْکُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا کاَنُواْ یَعْمَلُونَ(۸۸) أُوْلَئکَ الَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَ الحُْکمْ‏َ وَ النُّبُوَّهَ  فَإِن یَکْفُرْ بهَِا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَکلَّْنَا بهَِا قَوْمًا لَّیْسُواْ بهَِا بِکَافِرِینَ(۸۹) أُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ  فَبِهُدَئهُمُ اقْتَدِهْ  قُل لَّا أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا  إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَى‏ لِلْعَلَمِینَ(۹۰)» انعام – ۸۳ تا ۹۰

[۶] «أَفَغَیْرَ دینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ» ال عمران‏-۸۳

[۷] «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» التوبه – ۳۳

[۸] «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً» الفتح – ۲۸

[۹] «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» الصف – ۹

[۱۰] «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ» الحجرات – ۱۳

[۱۱] «فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبینَ» الشعراء – ۲۱۳

[۱۲] «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» القصص – ۸۸

[۱۳] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۱۰۹ الی ۱۱۳      ۱۳۵۹/۰۳/۰۳

[۱۴] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۱۸۱ الی ۱۸۳      ۱۳۵۹/۰۳/۲۶

[۱۵] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۲۵۶ الی ۲۵۷      ۱۳۵۹/۰۴/۲۹

[۱۶] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۲۷۲ الی ۲۷۳      ۱۳۵۹/۰۵/۱۵

[۱۷] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۲۸۰ الی ۲۸۱      ۱۳۵۹/۰۵/۱۸

[۱۸] صحیفه نور جلد۱۲ صفحه۲۸۰ الی ۲۸۱      ۱۳۵۹/۰۵/۱۸

[۱۹] صحیفه نور جلد۱۳ صفحه۸۰ الی ۸۴      ۱۳۵۹/۰۶/۲۱

[۲۰] صحیفه نور جلد۱۳ صفحه۲۲۵      ۱۳۵۹/۱۰/۰۵

[۲۱] صحیفه نور جلد۱۵ صفحه۲۷۷ الی ۲۷۹      ۱۳۶۰/۱۰/۲۰

[۲۲] صحیفه نور جلد۱۸ صفحه۲۵۵ الی ۲۵۶      ۱۳۶۲/۱۲/۱۴

[۲۳] صحیفه نور جلد۱۹ صفحه۱۹۷ الی ۲۰۵      ۱۳۶۴/۰۵/۲۵

[۲۴] صحیفه نور جلد۲۰ صفحه۱۶ الی ۲۴      ۱۳۶۵/۰۵/۱۶

[۲۵] کل ماحکم به العقل حکم به الشرع

http://www.hawzah.net/fa/question/questionview/11052

[۲۶] خوب است از این منظر، نگاهی به فیلم «مدار صفر درجه» کنیم

[۲۷] انعام -۷۱  بگو: «آیا غیر از خدا، چیزى را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودى به حال مال دارد، نه زیانى و (به این ترتیب،) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسى که بر اثر وسوسه‏هاى شیطان، در روى زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است در حالى که یارانى هم دارد که او را به هدایت دعوت مى‏کنند (و مى‏گویند:) به سوى ما بیا!» بگو: «تنها هدایت خداوند، هدایت است و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.»

یک دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. Mario گفت:

    I was drawn by the honesty of what you write

دیدگاه خود را به ما بگویید.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.