- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

من یک اصولگرای اصلاح‌طلبم

بِسمِ رَبِّ الشُّهَداءِ وَ الصِّدّیقین

شاید برای بعضی این عبارت ثقیل باشد که کسی بگوید «من اصولگرای اصلاح‌طلبم». از دوستان و عزیزان اصولگرا و حزب‌اللهی‌مان گرفته تا رفقا و عزیزان اصلاح‌طلبمان؛ شاید این عبارت را نپسندند؛ زیرا خط‌کشی‌های سیاسی رایجشان را بر هم می‌زند.

 

اما بگذارید کمی صریح و صادقانه و به دور از تعارفات و رودربایستی‌های متعارف و غیراصولی؛ چند نکته را در این ایام شهادت امام حسین (ع) با هم مرور کنیم و بعضی شاخص‌های شیعه بودنمان را بررسی مجدد نماییم؛ باشد که از شیعیان واقعی شهیدِ غریب و مظلوم کربلا و یاوران پیام‌رسان غریب و اسیرش باشیم.

 

هدف امام حسین ع در نهضت عاشورا

امام حسین (ع) دلیل نهضت حسینی را چنین بیان کرده‌اند: «وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَهِ جَدِّی وَ أَبِی»[۱] [1] یعنی: «و همانا من براى سرکشى و خودپسندی و تکبر و فساد کردن و ظلم نمودن خارج نشدم [قیام نکردم]؛ و به تحقیق که من برای اصلاح و درست کردن [کارها] در میان امت جدم قیام کردم و می‌خواهم به نیکی سفارش و از بدی نهی کنم و مطابق سیره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب علیهم السّلام رفتار می‌نمایم.»

 

پس هدف قیام و نهضت حسینی «اصلاحات»؛ ابزار آن «امربه‌معروف و نهی از منکر» و اصول آن «سیره و سنت پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع)» بوده است.

 

لذا به نظر می‌رسد می‌توان به‌درستی نتیجه گرفت، شیعه امام حسین (ع) باید؛

اما تعریف خلاصه‌ای از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی شیعی!

 

اصولگرای شیعی

اصولگرای شیعی کسی است که دارای اصولی است که مقید به عمل در چارچوب آن است و رعایت این اصول است که او را فردی منطقی، درستکار، با وجدان، مهربان، عاقل، پرتلاش و … می‌نماید. به عبارتی رسیدن به مقام انسان کامل و کسب فضائل اخلاقی نیازمند اصولی اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است؛ که دین مبین اسلام بر اساس کتاب و سنت؛ برای آن فقه اکبر (اعتقادات)، فقه اوسط (اخلاقیات) و فقه اصغر (احکام شرعی) را ارائه نموده است.

و البته «نقطه‌ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می‌کند که بشدت ضد سرمایه‌گذاری و سرمایه‌داری حرکت کند، یک روز هم منافعش یا فضا ایجاب می‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه‌داری شود؛ حتّی به شکل وابسته و نابابش!»[۲] [2]

 

اصلاح‌طلب شیعی

اصلاح‌طلب شیعی کسی است که همواره به دنبال بهبود روش‌ها، فرآیندها و ساختارها، برای اصلاح شرایط و شاخص‌ها زندگی در جامعه اسلامی است؛ و دائماً به دنبال بهینه‌سازی وضعیت جامعه و بهره‌وری در تک‌تک اجزای سیستم و نظام اسلامی است.

 

و این امری بدیهی است وقتی در روش‌ها اشتباه و نقص وجود دارد و نتیجه آن‌ها مطلوب یک جامعه شیعی نیست، باید آن‌ها را اصلاح کنیم. همان‌طور که امام صادق (ع) می‌فرمایند، شیعه نباید دو روزش مثل هم باشد و همواره فردایش باید بهتر از امروزش باشد[۳] [3]؛ و این امر ممکن نیست مگر با اصلاح‌طلبی.

 

و البته «نقطه‌ی مقابل اصلاح‌طلبی، افساد است.»[۴] [4] و اگر کسی بدون توجه به اصول عمل نماید، به معصیت می‌افتد و قطعاً با ابزار معصیت نمی‌توان به اصلاحات رسید.[۵] [5]

 

جمع‌بندی

بنابراین به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبی بدون اصول و اصولگرایی بدون اصلاحات، روشی متدینانه، شیعی و مبتنی بر دین نیست. لذا همه انقلابیون متدین و وفادار به اصول انقلاب و اسلام و راه امام باید هم اصولگرا باشند و هم اصلاح‌طلب.

 

به عبارتی یک فرد شیعی باید وفادار و پایبند به اصول و مبانی معرفتی، اعتقادی، اخلاقی و رفتاری برخاسته از اسلام و مصلحی هوشمند در روش‌ها و تکنیک‌ها برای روز به روز نو شوندگی و پیشرفت و تعالی به‌سوی حیات طیبه، انسان کامل و جامعه متعالی باشد.

 

از سوی دیگر باید مراقب باشیم که جای این تعبیرات عوض نشود؛ یعنی ما در اصول، ارزش‌ها و مبانی باید استقامت کنیم و در روش‌ها نباید صلبیت و تعصب و مقاومت بیجا در مقابل اصلاح آن‌ها بنماییم.

 

در نگاه استراتژیک (رسالت، ارزش‌ها، اهداف، سیاست‌ها، استراتژی‌ها و …) نیز چنین ادبیاتی رایج و حاکم است؛ که بعضی از عناصر آن ثابت و بعضی متغیرند؛ که در اینجا قصد ورود به آن را ندارم.

 

پس بیایید همه یک اصولگرای اصلاح طلب باشیم!

 

————————————————-

[۱] [6] بحار الأنوار (ط – بیروت) / ج‏۴۴ / ۳۲۹ / باب ۳۷ ص: ۳۱۰

[۲] [7] بیانات رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان-۱۹/۰۲/۱۳۸۴

[۳] [8] وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: «مَنِ اسْتَوَى یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ خَیْرَهُمَا فَهُوَ مَغْبُوطٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ وَ مَنْ لَمْ یَرَ الزِّیَادَهَ فِی نَفْسِهِ فَهُوَ إِلَى النُّقْصَانِ وَ مَنْ کَانَ إِلَى النُّقْصَانِ فَالْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْحَیَاهِ.» امام صادق (ع) می فرمایند: هر کس که (کردار نیک) دو روزش برابر باشد مغبون گشته است و کسى که پایان دو روزش بهترین لحظات آن دو روزش باشد همه آرزوى او را کشند و بر او رشک برند، شخص که آخر دو روزش بدترین اوقات آن دو روز باشد، از نیکى و رحمت خدا دور شده است؛ و آن کس که بهتر شدنى در خود نبیند، پس او رو به کاهش نهاده و کسى که رو به کاهش باشد، مرگ برایش از زندگانى بهتر است.

[۴] [9] بیانات رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان-۱۹/۰۲/۱۳۸۴

[۵] [10] حضرت حسین بن على علیهما السّلام: «من حاول امرا بمعصیه اللَّه کان افوت لما یرجو و اسرع لما یحذر» یعنی: «کسى که از راه گناه از پى کارى برخیزد امیدش بیشتر فوت مى‏شود و از آنچه میترسد سریعتر بآن مبتلا میگردد» – الحدیث-روایات تربیتى، جلد ‏۱، ص ۲۴۸