- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

نقدی بر عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی


دو چالش اصلی امروز فرهنگ کشور، یکی عدم وجود نظام جامع فرهنگ است تا همه داشته ها، قوت ها، توانمندی ها و امکانات خود را در یک منظومه واحد و منطقی قرار داده و در راستای ارتقاء سطح فرهنگ به کار گیریم، و دیگری عدم تدوین مدل های عملیاتی و اجرایی دینی (عدم تدوین سبک زندگی اسلامی) برای بهره برداری از آنها در زندگی روزمره مردم است، تا به طور تکنیکی و دستورالعملی راهکارهای صحیح زندگی را نشان دهیم. که اولی چالش سیستمی و کالبدی، و دومی چالش محتوایی است.
تاکنون از ابعاد متنوعی به موضوع فرهنگ پرداخته شده که اموری بسیار باارزش و درخور ستایش بوده، ولی عمدتا در مقولات فکری، نظری و تئوریک بوده است. به خصوص متفکرین اسلامی که با استفاده از منبع بی انتهای وحی و امامت تا حدود زیادی توانسته اند در این زمینه ها ورود نمایند. اگر چه این موضوع امری ضروری است، و تا به ریشه ها پرداخته نشود نمی توان روبناها (مدل ها) را بنیان نهاد، لیکن مسئولین، متفکرین و متخصصین حوزه فرهنگ عمدتا در همین حد باقی مانده و وارد سطوح عملیاتی، کاربردی و تکنیکی نشده اند. لذا جامعه ما از راهکارهای مشخص و عملیاتی مورد نیاز روزانه اش محروم مانده است؛ و در عوض دشمنان ما با ارائه سبک های زندگی آمریکایی و غربی و غیردینی دقیقا راه و روش زندگی را با فرهنگ خودشان ارائه و ترویج داده اند.
مسئله مهم دیگری که از آن به عنوان علت اصلی کم کارآمدی فرهنگی کشور می توان نام برد، موضوع سیستم و نظام جامع فرهنگ است. به این معنا که به فرهنگ باید به عنوان یک موجود زنده نگریست، که دارای ورودی، پردازش و خروجی است.
همه موضوعات نظری و عملی فرهنگی می بایست در یک منظومه منطقی در کنار هم قرار گرفته به طوری که دارای کارآیی و اثربخشی مناسب و قابل قبول در حوزه فرهنگ باشند، و متناسب با شرایط اقتضایی جامعه پاسخگوی نیازهای فرهنگی جامعه باشد. بدین معنا که تهدیدات و فرصت ها، و نیز قوت ها و ضعف های فرهنگی را به خوبی بشناسد، و با ترسیم وضع موجود و مطلوب، راهی میان بر برای نیل از وضع موجود به مطلوب بیابد و بکار بندد.
لیکن اندیشمندان مسلمان به دلیل اینکه در دوران بسیار محدودی دارای حکومت بوده اند، بیشتر به طرق انفرادی، جزیره ای و متفرق به موضوعات فرهنگی پرداخته اند و نگاهی حکومتی و جامع به موضوع مدیریت فرهنگ نداشته اند. اما آنچه امروز در جمهوری اسلامی به آن نیاز جدی است، ضرورت وجود یک نگاه جامع سیستمی به موضوع فرهنگ است. از تعریف مؤلفه ها و شاخص های آن گرفته، تا ساز و کارهای مدیریتی آن، مراحل و فرآیندهای آن، ابزارهای کنترلی و نظارتی، روش های پشتیبانی و…
نکته قابل ذکر اینکه ما هم اکنون در کشورمان دارای اجزای غیرمنسجم نظام فرهنگ هستیم، که هر کدام به طور مجزا دارای ارزش فرهنگی بالایی هستند، لیکن به دلیل عدم انسجام، عدم نگاه سیستمی و عدم وجود نظام جامع فرهنگ فاقد کارآیی و اثربخشی مناسب هستند. لذا در مقابله با هجمه های بی سابقه و همه جانبه فرهنگی دشمنان ضعیف عمل می نماید.
هم اکنون نظام مقدس جمهوری اسلامی با برافراشتن پرچم اسلام در جهان، به دنبال ایجاد نظام نوینی در جهان بوده و مدعی این است که می توان مدیریت جهان را با مدل های دینی و اسلامی اداره نمود. برای تحقق این مطلب لازم است که ما در درون نظام به طراحی، پیاده سازی و به کارگیری این نظامات بپردازیم، تا سپس بتوان مدل اسلامی مان را به سایر کشورها نیز ارائه نماییم. از سوی دیگر ما هم اکنون دچار یک جنگ تحمیلی همه جانبه فرهنگی شده ایم، که تلاش دارد با روش استدراج؛ جهان بینی، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای جامعه دینی ما را تغییر داده و نظام مقدس جمهوری اسلامی را از درون متلاشی نماید. لذا بر همه مجاهدین راه حق لازم است که با آماده سازی همه توان و امکاناتی که می توانند به کار گیرند، در مقابل این هجمه و شبیخون دشمنان بپاخیزند.
در این راستا مقام معظم رهبری در رهنمودها و دستورات سال های متمادی گذشته بر این نکته تأکید داشته اند که می بایست برای انسجام بخشی به مدیریت فرهنگ کشور راه کاری اندیشید، و خود نیز در مراحل بعدی مدل آن را تبیین فرموده اند. لیکن به نظر می رسد اقدامات مسئولین مربوطه مکفی نبوده است. لذا در ادامه بحث مفروضات، ویژگی های قرارگاه فرهنگ، وضعیت موجود ساختاری شورای عالی انقلاب فرهنگی، ارزیابی وضعیت و نهایتاً پیشنهادات و جمع بندی ارائه می گردد.
مفروضات
براساس مقدمات فوق الذکر و مطالعات متنوع و گسترده در حوزه مدیریت فرهنگ، مبنای این مقاله بر مفروضات زیر استوار است.
۱- حمله فرهنگی، تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، جنگ فرهنگی، جنگ نرم و براندازی نرم؛ از سالها پیش درحال انجام بوده و هم اکنون بر شدت آن افزوده شده است. بلکه می توان گفت هم اکنون کارکرد آن به عنوان اصلی ترین و دراز مدت ترین اهرم فشار به جمهوری اسلامی ارزیابی می شود.
۲- دفاع فرهنگی و بلکه تهاجم فرهنگی (بهترین پدافند، آفند است) توسط نظام مقدس جمهوری اسلامی یک ضرورت مسلم است. بدین معنا که می بایست از فرهنگ دینی و خرده فرهنگ های کشور در مقابل تهاجم سازماندهی شده دشمنان انقلاب اسلامی، دفاع جانانه نمود.
۳- برای مقابله فرهنگی نیاز به وجود سازوکار مناسب، بی عیب، سبک و کارا است، تا بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن عکس العمل های مناسب را در مقابل حملات فرهنگی از خود نشان دهد.
۴- سازوکار مناسب برای مدیریت فرهنگ کشور، استفاده از مدل قرارگاهی است. یعنی با بهره گیری از روش مدیریت و رهبری به دنبال هم افزایی همه توان فرهنگی کشور باشیم و به سمت مدیریت جامع فرهنگی پیش برویم.
۵- قرارگاه فرهنگ صرفا یک جایگاه سیاستگذاری نیست، بلکه در قرارگاه دو بستر سیاستگذاری و اجرا با هم گره خورده اند. به عبارت دیگر رسالت قرارگاه، مدیریت جامع فرهنگ با همه مؤلفه های مدیریتی (برنامه ریزی، سازماندهی، تخصیص منابع، کنترل، نظارت) آن است.
شاخص ها و ویژگی های قرارگاه فرهنگ
براساس تعاریف موجود از قرارگاه، مدیریت و فرهنگ؛ قرارگاه فرهنگ می بایست دارای ویژگی ها، خصوصیات و شاخص های زیرباشد؛ تا کارکردهای مورد انتظار از یک قرارگاه را داشته باشد و بتوان آن را قرارگاه نامید.
لذا اگر صرفا نام مجموعه ای را قرارگاه فرهنگ بگذاریم ولی فاقد شاخص های قرارگاهی باشد، مسلما به بیراهه رفته ایم. در ادامه این بحث ویژگی ها و شاخص های اصلی قرارگاه فرهنگ را بر شمرده ایم.
۱- ساختار و سازمان آن براساس مدل رهبری فرماندهی تنظیم شده باشد. (در تعاریف مدیریتی دو سطح تعریف می شود. مدیریت و رهبری)
۲- دارای سیستم رصد فرهنگ باشد، و ارتباط سیستمی آن با تمامی توان رصدی کشور تبیین گردیده باشد.
۳٫ دارای سیستم مهندسی فرهنگ باشد، و ارتباط سیستمی آن با حوزه های علمیه و دانشگاه های کشور تبیین شده باشد.
۴٫ دارای سیستم پشتیبانی و تخصیص منابع فرهنگ باشد.
۵٫ دارای سیستم کنترل و نظارت بر فرهنگ باشد.
۶٫ نسبت به شرایط محیط پیرامونی خود زنده و پویا باشد.
۷٫ دارای عکس العمل سریع نسبت به محیط پیرامونی خود باشد.
۸٫ دارای توان آفند و پدافند در حیطه فرهنگ باشد.
۹٫ دارای منابع انسانی شجاع، شهادت طلب، بصیر، پرکار، کم ادعا، خلاق، پویا، با نشاط، دارای تفکر سیستمی، سیاسی و نه سیاست کار، معتقد کامل به ولایت فقیه و جنگ فرهنگی باشد.
وضعیت موجود ساختاری شورای عالی انقلاب فرهنگی
شورای عالی انقلاب فرهنگی، که براساس مطالبات مستمر و متوالی رهبرمعظم انقلاب اسلامی از سال ۱۳۸۳، قرار بوده که قرارگاه فرهنگ کشور باشد، امروز در وضعیت زیر است:
۱٫ این شورا همانطور که از اسمش پیداست، تشکیلاتی شورایی دارد که هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه می دهد و مدت هر جلسه حدود ۴ ساعت است، و با فرض اینکه هیچ کدام از جلسات آن تعطیل نشود یعنی این شورا روزانه ۱۷دقیقه وقت برای مقابله با تهاجمات سنگین فرهنگی به کشور، و طرح ریزی حملات فرهنگی به دشمنان می گذارد.
۲٫ این شورا فاقد نظام برنامه ریزی فرهنگی برای دستگاه های فرهنگی کشور در امر مقابله و حمله در حوزه های مختلف فرهنگی است. و هر دستگاهی برنامه های خودش را مستقلا تعریف، ارائه و به تصویب می رساند، و شورا نقشی در آن ندارد.
۳٫ این شورا فاقد نظام جامع رصدی است. یعنی قرار است قرارگاه فرهنگ باشد، ولی بدون اطلاعات لازم از دوست و دشمن. ارتباط این شورا با سازمان های راصد فرهنگ تبیین نشده است.
۴٫ این شورا فاقد نظام پشتیبانی و تخصیص منابع فرهنگ است.
۵٫ این شورا نسبت به محیط پیرامونی (دور و نزدیک) خود فاقد پویایی و واکنش سریع است.
۶٫ جایگاه سیستمی حوزه های علمیه کشور به عنوان اتاق های فکر فرهنگی کشور و متولیان اصلی فرهنگ دینی، در شورا مشخص نیست.
۷- هم اکنون رابطه شورای عالی انقلاب فرهنگی با مجلس شورای اسلامی تبیین و مصوب نگردیده، لذا مصوبات این شورا به لحاظ عملی فاقد ضمانت اجرایی در کشور است. اگر چه به لحاظ نظری، مصوبات شورای عالی معادل قانون و لازم الاجراست.
۸- هم اکنون این شورا با استانها توسط شورای فرهنگ عمومی تعریف شده است. یعنی نماینده این شورا در سطح استان ها شورای فرهنگ عمومی است، که عملکرد سالیان گذشته آن بیانگر کمبود کارآیی و اثربخشی لازم درعرصه فرهنگ است و البته با قید و حصر فرهنگ عمومی.
۹- هم اکنون شورا دارای ۲۰عضو حقیقی و ۱۹ عضو حقوقی است، و به نظر می رسد با شاخص های تعریف شده برای منابع انسانی فرهنگی فاصله زیادی داشته باشد.
۱۰-جایگاه شورای عالی درفرآیند قانونگذاری، مدیریت و نظارت کشور نامشخص و تبیین نشده است.
ارزیابی وضعیت شورای عالی انقلاب فرهنگی
۱-کارآیی و اثربخشی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه عالی فرهنگ کشور، به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای حداقلی برای مقابله با این همه تهدیدات فرهنگی نمی باشد. برای مثال سازماندهی جبهه انقلاب اسلامی یکی از ضرورتهای مورد مطالعه رهبری معظم انقلاب بوده، که برای ایجاد آن نیاز به مدیریت کلان و راهبردی فرهنگ درکشور توسط یک سیستم کار آمد زنده، پویا و فعال هست. آیا با این حرکتهای پراکنده و غیر همگرا می توان به جایی رسید؟
۲-ترکیب فعلی اعضاء حقیقی و حقوقی شورای عالی فاقد کارآیی لازم برای برآورده نمودن نیازهای انقلاب فرهنگی است، و اگر چه شاهد حضور فرهیختگان فرهنگی که هرکدام از بهترین های فرهنگ به حساب می آیند، هستیم، ولیکن نتوانسته است برای این دفاع همه جانبه چندان مؤثر افتد. لذا اشکال اصلی درنبود یک نظام و سیستم کارآمد است نه در اشخاص آن به عبارت دیگر خرد فردی در دوران شورای عالی بیشتر از خرد جمعی آن است، که متأسفانه شاخص سازمان های غیر پویا است.
۳-عدم وجود یک نظام کار آمد فرهنگی درکشور کاملاً محسوس بوده و باعث متفرق شدن توانمندیها و کم اثر نمودن آنها در مقابله با دشمنان شده است. در صورتی که با تمرکز توانمندی ها در زمان و مکان مناسب به خوبی می توان بر مشکلات فائق آمد.
۴- دریک کلام، وضعیت موجود شورای عالی انقلاب فرهنگی، با شاخص های تعریف شده برای یک قرارگاه فاصله های بسیار زیاد دارد و باید با حرکتی جهادی به سمت ایجاد آن پیش رفت.
راهکارهای پیشنهادی
برای اصلاح کارآیی و اثربخشی شورای عالی انقلاب فرهنگی
۱-جایگاه شورای عالی در فرآیند قانون گذاری، مدیریت فرهنگ و نظارت بر فرهنگ کشور تعیین، تبیین و مصوب شود. در این فرآیند رابطه بین شورا و مجلس، شورا و دولت، شورا و مجمع تشخیص مصلحت، شورا و قوه قضائیه تعیین و تنظیم گردد.
۲-ساختار شورای عالی و دبیرخانه آن، براساس نیازمندی های قرارگاهی آن تغییر اساسی یابد. بدیهی است این کار می بایست با دقت و ظرافت کامل به انجام رسد.
۳-ترکیب اعضاء متناسب با ساختار جدید و ویژگی ها و مشخصات مورد نیاز آن تغییر یابد، و به عبارتی فقط فرهیخته بودن اعضاء ملاک انتخاب نخواهد بود، بلکه تناسب آنها با ساختار و وظایف قرارگاه عالی فرهنگ کشور مطرح خواهد بود.
۴-برای انجام مقابله موثر، حضور اعضاء میبایست به صورت تمام وقت و موثر تعریف شده، و از به کارگیری اشخاص غیردائم در شورا اجتناب گردد. مگر برای مواردی همچون روسای قوا و برخی موارد استثناء. (مردی و کاری)
۵-در این اصلاح ساختار جایگاه حوزه علمیه به عنوان مرجع تولید دانش در زمینه فرهنگ ناب اسلامی، با افزودن دو عضو حقوقی به شورا تقویت گردد.
۶- دبیرخانه شورای عالی براساس اجزاء مدیریتی راهبردی فرهنگ سازماندهی شده و تبدیل به ستاد عملیاتی قرارگاه فرهنگ کشور شود، و مدیریت راهبردی، برنامه ریزی، هدایت، سازماندهی، هماهنگی، پشتیبانی و تخصیص منابع، نظارت و ارزیابی حوزه های مربوطه را در سطح کلان و راهبردی برعهده داشته و در عین حال پاسخگویی کامل در قبال روند و نتایج کارها و اقدامات را برعهده داشته باشند. بدین ترتیب تمامی حوزه های فرهنگ دارای متولی خواهند شد و نقش قرارگاهی شورای عالی با استفاده از این ابزار عملیاتی می شود.
۷-شوراهای فرهنگ عمومی استانها با ارتقاء سطح از ادارات ارشاد استانها به استانداریها و نیز حذف محدودیت «عمومی»، تبدیل به شوراهای راهبردی فرهنگ استانها شوند، و سیاستگزاریهای کلان فرهنگ استان در آن انجام شود، بدین صورت انقطاع سیستمی موجود بین شورای عالی و استانها مرتفع می گردد.
۸-مرکز مطالعات راهبردی شورای عالی وظیفه پاسخگویی علمی به نیازهای اعضاء شورا، شوراهای تخصصی و رئیس شورا را برعهده دارد. (پژوهش محوری در امور) این امر با بهره گیری کامل از توانمندیهای علمی کشور اعم از نخبگان، فرهیختگان، کانون های تفکر، دانشگاه ها، مراکز حوزوی و… به انجام می رسد. این مرکز می بایست به طور مستقل و به صورت هیئت امنایی اداره گردد و دارای گروه های علمی تخصصی بوده و علاوه بر پاسخگویی علمی به مراجع مربوطه، در زمینه نظریه پردازی در حوزه های مختلف مدیریت راهبردی فرهنگ اقدام نماید. اعضاء هیئت علمی مرکز به منظور رسوب دانش در درون مرکز و شورا، به صورت رسمی جذب و گزینش شوند.
۹٫ اکثریت اقدامات و برنامه ریزیهای انجام شده در درون دبیرخانه شورا، براساس دانش فعلی علوم انسانی بوده و تازه آن هم بیشتر در حد توصیف است تا تجویز. به نظر می رسد لازم است علاوه بر این علوم؛ با یک نگاه اشراقی به موضوع فرهنگ نیز نگریسته شود و با بهره گیری از فرهیختگان دینی، در یک مسیر میانبر مولفه های اولویتدار فرهنگ با استفاده از نگاه اشراقی تعیین و بر آن اساس برنامه ریزی لازم صورت پذیرد. زیرا این مؤلفه یکی از داشته های استراتژیک جمهوری اسلامی نسبت به سایر مکاتب است. لذا استفاده بهینه از آن به عنوان یک مزیت رقابتی قابل تأمل است.
۱۰- درصدی از اعتبارات فرهنگی کشور صرف برنامه ریزی کلان، برای تعیین شیوه هزینه کرد این اعتبارات باشد، تا بتوان با اعتماد نسبی قابل قبولی به صحت توزیع آن در برنامه ها اذغان نمود.
۱۱- به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز قرارگاه عالی فرهنگ کشور، نظام جامع رصد فرهنگی کشور طراحی و اجرا شود. یکی از مشکلات جدی پیش روی این موضوع، ممانعت جدی اکثریت مسئولین برای ارائه اطلاعات به دیگران است، که ناشی از دو امر است. یکی عدم وجود سیستم اطلاعاتی و اطلاعات دقیق، و دیگری احتکار اطلاعات به منظور استفاده از آن به عنوان یک ابزار پرقدرت.
۱۲- امکانات بالقوه (انگیزه های الهی و انقلابی، پاکی و نشاط نسل سوم انقلاب، امکانات پراکنده کشور و…) وبالفعل (اعتبارات، سازمانها، قوانین، منابع انسانی،…) فرهنگ کشور بسیار زیاد است و در صورت وجود یک نظام مدیریت جامع کارآمد فرهنگی در کشور، حتماً می توان در این جنگ فرهنگی تحمیلی نیز به پیروزی نهایی رسید. (انشاءالله)

 

علی ماهرالنقش

منبع: کیهان : چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰- شماره ۲۰۰۲۳