- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

باور کنید که اینجا قرارگاه مرکزی فرهنگی کشور است!

خلاصه اهم بیانات در دیدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى

مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) در تاریخ ۱۹/۰۹/۱۳۹۲ دیداری با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند، که در ادامه خلاصه ای از اهم این موارد را بدون ارائه هر گونه تحلیلی ملاحظه می نمایید.

انشاء الله در آینده نزدیک، تحلیلی بر این فرمایشات و عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهیم داشت.

.

.

از خداوند متعال مسئلت می­کنیم که به شما توفیق بدهد و کمک کند. هم احتیاج داریم به کمک الهى و هدایت الهى در رسیدن به اندیشه‌ى درست، هم احتیاج داریم به کمک پروردگار در زمینه‌ى توانایى بر اجراى آنچه درست میدانیم و تصمیم میگیریم. بایستى توسّل کرد، توجّه کرد به خداى متعال و از خدا کمک خواست.

.
شما مردان فرهنگید؛ …. لکن اهتمام ویژه‌ى شما را در برجسته کردن این موضوع میطلبیم. چون شما هرجا هستید، بحمدالله همه‌تان جایگاهى براى گفتن و تأثیرگذارى دارید و منبرهایى در اختیار شما هست؛ از اینها استفاده کنید براى اینکه در جامعه و در چشم نخبگان کشور مسئله‌ى فرهنگ را در جایگاه واقعى و شایسته‌ى خود بنشانید؛ این خیلى مهم است.

.
فرهنگ حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند؛ به این باید توجّه کرد.

.
13_8604070124_L600-2 [1]فرهنگ، برنامه‌ریزى هم لازم دارد؛ نباید انتظار داشت که فرهنگ کشور – چه فرهنگ عمومى؛ چه فرهنگ نخبگانى، دانشگاه‌ها و غیره و غیره – به خودىِ خود خوب بشوند و پیش بروند؛ نه، این برنامه‌ریزى میخواهد. حالا مسئله‌ى نظارت و رصد و این چیزها را عرض خواهیم‌کرد؛ نمیشود مسئولین کشور مسئولیّتى احساس نکنند در زمینه‌ى هدایت فرهنگى جامعه. همان‌طور که اشاره کردند آقاى رئیس جمهور[۱]، دولت و مسئولان موظّفند که توجّه کنند به جریان عمومى فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم میرویم، چه دارد اتّفاق مى‌افتد، چه چیزى در انتظار ما است؛ اگر چنانچه مزاحماتى وجود دارد، آنها را برطرف کنند؛ جلوى موانع را، عناصر مخرّب را، عناصر مفسد را بگیرند.

.
معارضه‌ى با مزاحمات فرهنگى هیچ منافاتى ندارد با رشد دادن و آزاد گذاشتن و پرورش دادن مطلوبات فرهنگى؛ این نکته‌ى بسیار مهمّى است.

.
یکى از وظایف نظارتى و مراقبتى دستگاه حکومت این است که متوجّه مزاحمها باشد.

.
بنابراین ما مسئولیّت شرعى داریم، مسئولیّت قانونى داریم در قبال فرهنگ کشور و فرهنگ عمومى کشور.

.
و البتّه مى‌بینیم در بعضى از مطبوعات، نوشته‌ها، گفته‌ها، بعضى‌ها با عنوان [کردن‌] “دین دولتى” و “فرهنگ دولتى” میخواهند نظارت دولت را محدود کنند و تخریب کنند و به‌اصطلاح یک اَنگ غلطى و مخالفتى به آن بزنند که آقا، اینها میخواهند دین را دولتى کنند، فرهنگ را دولتى کنند! این حرفها یعنى چه؟ دولت دینى با دین دولتى هیچ فرقى ندارد. دولت جزو مردم است؛ دین دولتى یعنى دین مردمى؛ همان دینى که مردم دارند، دولت هم همان دین را دارد. دولت، وظیفه براى ترویجِ بیشتر [دین] دارد. هر کسى هر توانى که دارد، باید خرج کند؛ یک روحانى باید توانش را خرج کند؛ یک دانشگاهى باید توان خودش را صرف کند؛ یک انسانى که داراى یک منبرى است، داراى یک حوزه‌ى نفوذى است در تأثیرگذارى روى مردم، باید توان خودش را خرج کند. از همه‌ى اینها پرتوان‌تر هم دستگاه حکومت یک کشور است؛ خب، طبعاً باید توان خودش را صرف کند در راه ترویج فضائل و جلوگیرى از آنچه مزاحم رشد فضائل است. پس بنابراین فرهنگ جامعه متولّى میخواهد؛ مثل اقتصاد.

.
ورود دستگاه حکومت به مسئله‌ى فرهنگ به معناى سلب فعّالیّت مردم نیست. همان‌طور که آقاى دکتر روحانى بدرستى اشاره کردند[۲]، فرهنگ به مردم متّکى است؛ این همه مجالس عزادارى، این همه مجالس سخنرانى، این همه انجمنهاى ادبى، این همه انجمنهاى علمى، اینها را اصلاً کِى دولتها میتوانند به‌وجود بیاورند؟ کجا ممکن است؟ این همه نمازهاى جماعت، این همه کارهاى گوناگون فرهنگى که در سطح کشور انجام میگیرد، اگر فرض کنیم دولتها بخواهند هم این کارها را انجام بدهند، نمیتوانند انجام بدهند؛ کار مردم است. امّا این موجب نمیشود که اگر شما یک‌جا دیدید که فرض بفرمایید یک حرکتى دارد در همین کارهاى مردمى انجام میگیرد که داراى آسیب اجتماعى است، داخل نشوید و بگویید من دخالت نمیکنم؛ نه، اینجا لازم است دخالت بشود، هدایت بشود، کار بشود.

.
حالا بعضى اوقات انسان نگاه میکند، میبیند متأسّفانه در بعضى از حرفهاى آدمهایى که مسئولیّتى هم ندارند در دستگاه‌ها و مانند اینها، بعضى غیر مسئولانه گاهى حرف میزنند؛ نگاه میکنند به ادّعاهایى که در کشورهاى غربى هست در مورد آزادى‌هاى فرهنگى و فلان؛ درحالى‌که این‌جورى نیست.

.
غربى‌ها اصرارشان و مقاومتشان برروى ارزشهاى فرهنگى خودشان از ما کمتر نیست و بیشتر هم هست؛ از ما بیشتر است. فرض بفرمایید رسم و فرهنگ فلان کشور این است که حتماً باید در مجلس میهمانىِ رئیس جمهور، مشروب مشخّصى مصرف بشود. اگر چنانچه یک رئیس جمهورى بگوید که من حاضر نیستم، اصلاً مجلس را منتفى میکنند؛ اصلاً مجلس میهمانى را برگزار نمیکنند؛ که این اتّفاق افتاده دیگر، این را ما در زمان حیات خودمان و زندگى خودمان [دیدیم‌]؛ شماها هم شاید همه‌تان یا بیشترتان میدانید، اطّلاع دارید. اگر کسى فرض بفرمایید کراوات نزند، بخواهد وارد یک مجلس رسمى بشود، میگویند این خلافپروتُکل است، نمیشود؛ باید حتماً شما یا پاپیون بزنید یا کراوات بزنید! خب اینها چیست؟ اینها همان فرهنگ است دیگر؛ این‌قدر متعصّبند، این‌قدر پایبندند.

.
مسئله‌ى اختلاط زن و مرد که اسمش را گذاشتند تساوى – که متأسّفانه تساوى نیست، اختلاط زن و مرد است؛ اختلاط مضر و بشدّت زهرآگینى است که وجود دارد و امروز جوامع را و بیشتر از همه هم خود جوامع غربى را مبتلا کرده و حالا اندیشمندانشان فهمیده‌اند که این مسیر یک مسیرى است که اصلاً پایان ندارد؛ … ما چرا بر سرِ فرهنگ خودمان پافشارى نکنیم؟

.text-1 [2]

 

شوراى عالى انقلاب فرهنگى یکى از آن ابتکارات واقعاً بابرکت امام بزرگوار بود. اوّل ستاد انقلاب فرهنگى بود، بعد مسئله‌ى شوراى انقلاب فرهنگى که به ایشان پیشنهاد شد، بدون هیچ گونه لِمَ‌و‌بمَ‌اى[۳] پذیرفتند و حکم مستحکمى دادند. بعد من از ایشان – رئیس جمهور بودم – سؤال کردم مصوّبات ما [قانون باشد]، ایشان گفتند بایستى به مصوّبات عمل بشود[۴]؛ یعنى حکم قانون به مصوّبات دادند. یکى از آن کارهاى مهمّ امام بزرگوار این بود.

.
و بدرستى آقاى دکتر روحانى گفتند که اینجا عالى‌ترین مرکز و بهترین مرکز است؛ یعنى واقعاً هیچ دولتى از یک چنین مجموعه‌اى بى‌نیاز نیست که خب بحمدالله سرمایه‌ى بزرگى است. بزرگترین دارایى این شورا هم شما اعضاى محترم آن هستید؛ یعنى واقعاً این مجموعه‌اى که تشکیل شده – چه اعضاى حقیقى، چه اعضاى حقوقى – بهترین مجموعه است که اینجا هستند.

.
این شورا موجب میشود که مسئله‌ى فرهنگ کشور تابع زیر و بالا شدن جریانات سیاسى و جناحهاى سیاسى نباشد. این خیلى مهم است [که‌] از روزمرّگى نجات پیدا کند.این موجب این است که حرکت فرهنگى یک کشور، یک ثباتى داشته باشد.

.
thumb_COLOURBOX3057608 [3]اعضاى شورا بایستى این شورا را باور کنند؛ باور کنید که اینجا قرارگاه مرکزى فرهنگى کشور است؛ باور کنید که اینجا فرماندهى مسائل عمده‌ى فرهنگى کشور و سیاست‌گذارى کشور را بر عهده دارد؛ اعضا بایستى به این توجّه کنند.

.
حضور مستمر، چه حضور اعضا به‌طور استمرار، چه حضور خود شورا، یعنى شورا تعطیل‌بردار نیست.

.
[در مورد] مصوّبات؛ بله، من هم کاملاً اعتقادم بر همین است که به کلّیّات و مسائل اهمّ، مسائل بنیانى و زیرساختى باید پرداخته بشود؛ همچنان که در این چند سال اخیر بخصوص به این معنا توجّه شده.

.
حالا سازوکارى براى ضمانت اجرا تدوین میکنید، فبهاونعمه؛ اگر فرض کنیم که یک سازوکار خاصّى هم براى ضمانت اجراى مصوّباتِ اینجا تدوین نمیشود، خودِ حضور رئیس جمهور و رئیس قوّه‌ى مقنّنه براى قانون‌گذارى – آنجاهایى که احتیاج به قانون‌گذارى است – و وزراى محترم و مسئولان دستگاه‌هاى ذى‌ربط، باید به معناى ضمانت اجرا باشد؛دستگاه‌هاى اجرایى هر کدام به سهم خودشان بایستى اهتمام داشته باشند به اینکه این انجام بگیرد؛ … وزیر محترم آموزش و پرورش خود را متعهّد بدانند که این را عملى کنند و اجرایى کنند؛ … معاونت محترم رئیس جمهور بایستى تعقیب کنند؛ و خلاصه باید خود اعضا و دستگاه‌هاى فرهنگى قبول کنند و باور داشته باشند که ما این جایگاه را به‌عنوان یک قرارگاه مرکزى [قرار دادیم‌].

.
تعبیر “قرارگاه” ممکن است به بعضى گوشها سنگین بیاید – قرارگاه یک اصطلاح جنگى است، اصطلاح نظامى است – و بگویند آقا، قرارگاه مال مسائل نظامى است، شما در مسائل فرهنگى هم فکر نظامى را رها نمیکنید! واقع قضیّه این است که کارزار فرهنگى از کارزار نظامى اگر مهم‌تر نباشد و اگر خطرناک‌تر نباشد، کمتر نیست؛ این را بدانید؛ یعنى میدانید هم شما، واقعاً یک میدان کارزار است اینجا.

.text-2 [4]

 

و بخصوص در قرارگاه‌هاى نظامى این‌جورى است؛ قرارگاه مسئولیّت اجراى مستقیم به معناى اینکه یک واحدى متعلّق او باشد، ندارد؛ امّا واحدها در اختیار او قرار میگیرند، به تعبیر نظامى در کنترل عملیّاتىِ او قرار میگیرند. وقتى ما یک قرارگاه نظامى تشکیل میدهیم، فرض بفرمایید سپاه میگوید این یگانهاى من در کنترل عملیّاتى آن تشکیلات [هستند]، پشتیبانى این یگان، متعلّق به آن سازمان است – یا ارتش، یا سپاه، یا هر دستگاه دیگر – امّا به‌کارگیرى این و هدایت این، به عهده‌ى قرارگاه است؛ یعنى یک چنین حالتى را در اینجا بایستى توجّه داشت.

.
به‌هرحال این اسنادى را که تهیّه کردید – که اسناد بسیار خوبى است و من چند مورد را اسم آوردم و البتّه بیش از اینها است؛ چندین سند دیگر هم تدوین شده – جدّى بگیرید و این‌جور هم نباشد که مثلاً فرض کنید که یک سندى را که مربوط به دستگاه آموزش عالى است، یا مربوط به وزارت بهداشت است، یا مربوط به آموزش و پرورش است، یا مربوط به وزارت ارشاد است، شورا تدوین کند، تصویب کند، بسپارد به آن دستگاه و بکشد کنار؛ نه، این مصلحت نیست. بایستى نظارت خودش را بر کیفیّت اجرا، بر اجرایى شدن آن ادامه بدهد؛ حالا یا تا پایان کار، یا لااقل تا وقتى که این کار به جریان بیفتد و ببینند که دارد اجرا میشود. بنابراین اینجا هم مسئولیّت شورا در مورد ضمانت اجرا به‌نظر ما زیاد است.

.
ما چند سال قبل از این بحث تهاجم فرهنگى را مطرح کردیم؛ بعضى‌ها اصل تهاجم را منکر شدند؛ گفتند چه تهاجمى؟ بعد یواش یواش دیدند که نه [فقط] ما میگوییم، خیلى از کشورهاى غیرغربى هم مسئله‌ى تهاجم فرهنگى را مطرح میکنند و میگویند غربى‌ها به ما تهاجم فرهنگى کردند؛ بعد دیدند که خود اروپایى‌ها هم میگویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگى کرده! لابد دیده‌اید، خوانده‌اید که [گفتند] فیلمهاى آمریکایى، کتابهاى آمریکایى چه تهاجم فرهنگى‌اى به ما کرده‌اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار میدهند. بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلى از کسانى که قبول نمیکردند قرار گرفت! تهاجم فرهنگى یک واقعیّتى است.

.
صدها – حالا من که میگویم صدها، میشود گفت هزارها؛ منتها حالا بنده چون یک‌خرده در زمینه‌هاى آمارى دلم میخواهد احتیاط کنم، میگویم صدها – رسانه‌ى صوتى، تصویرى، اینترنتى، مکتوب در دنیا دارند کار میکنند با هدف ایران! با هدف ایران! نه اینکه دارند کار خودشان را میکنند. یک‌وقت هست که فرض کنید رادیوى فلان کشور یا تلویزیون فلان کشور یک کارى دارد براى خودش میکند؛ این نیست، اصلاً هدف اینجا است؛ با زبان فارسى [برنامه میسازند]؛ آن را با وقت استفاده‌ى فارسى‌زبان یا عنصر ایرانى تطبیق میکنند؛ مسائل ما را رصد میکنند و بر طبق آن مسائل، موضوعات و محتوا براى رسانه‌ى خودشان تهیّه میکنند؛ یعنى کاملاً واضح است که هدف اینجا است. خودشان هم میگویند، انکار هم نمیکنند.

.
بنابراین تهاجم فرهنگى یک حقیقتى است که وجود دارد؛ میخواهند برروى ذهن ملّت ما و برروى رفتار ملّت ما – جوان، نوجوان، حتّى کودک – اثرگذارى کنند.

.
این بازیهاى اینترنتى از جمله‌ى همین است؛ این اسباب‌بازى‌هایى که وارد کشور میشود از جمله‌ى همین است که من چقدر سر قضیّه‌ى تولید اسباب‌بازى داخلىِ معنى‌دار و جذّاب حرص خوردم با بعضى از مسئولین این کار که این کار را دنبال بکنند.

.
مرد عنکبوتى را بچّه‌ى ما میشناسد، بتمن را بچّه‌ى ما میشناسد. ده بیست فیلم درست کرده‌اند، این فیلم را آنجا دیده، بعد که میبیند همان عروسکى که در فیلم داشت کار میکرد، در مغازه هست، به پدر و مادرش میگوید این را براى من بخرید؛ عروسک را می‌شناسد؛ این پیوست فرهنگى [است‌]. شما بایستى این عروسک را که ساختید، در کنار ساخت عروسک، ده بیست فیلم کودک درست میکردید براى اینکه این عروسک معرّفى بشود پیش بچّه‌ها؛ بعد که معرّفى شد، آن‌وقت خودشان میخرند، [ولى‌] وقتى معرّفى نشد، بازار ندارد و ورشکست میشود؛ و ورشکست شد. یعنى یک چنین دقّتهایى را بایست کرد. به‌هرحال این تهاجم فرهنگى به این شکل یک واقعیّتى است.

.
همه‌ى کتابهاى آموزش که خیلى هم با شیوه‌هاى جدید و خوبى این کتابهاى آموزش زبان انگلیسى تدوین شده، منتقل‌کننده‌ى سبک زندگى غربى است، سبک زندگى انگلیسى است. خب این بچّه‌ى ما، این نوجوان ما و جوان ما [که‌] این را میخواند، فقط زبان یاد نمیگیرد؛ حتّى ممکن است آن زبان یادش برود، امّا آنچه بیشتر در او اثر میگذارد آن تأثیر و انطباعى [است‌] که بر اثر خواندن این کتاب از سبک زندگى غربى در وجود او به‌وجود مى‌آید؛ این از بین نمى‌رود؛ این کارها را دارند میکنند.

.
یکى از کارهاى ما تولید کتاب است، ترجمه‌ى کتاب [است‌]. شما نگاه کنید ببینید در دنیا چه چیزهایى منتشر میشود که دانستن آن براى جوان ایرانى لازم است؛ ترجمه کنید، پول بدهید ترجمه کنند.

.
من عرض میکنم ما در برخورد با مسائل تهاجمى، پدیده را در اوّل ورود، حتّى قبل از ورود باید بشناسیم. دیر جنبیدن، دیر فهمیدن، دیر به فکر علاج افتادن، این اشکالات را دارد که بعد شما دچار مشکلاتى میشوید که نمیتوانید با آنها مواجه بشوید.

.
پس من نمیگویم که فقط موضع دفاعى داشته باشیم – البتّه وقتى تهاجم هست، انسان باید دفاع کند؛ شکّى نیست – توصیه‌ى من فقط موضع دفاعى نیست؛ امّا موضع اثباتى، موضع تهاجمى، موضع حرکت صحیح باید داشته باشیم. به‌هرحال در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است؛ زشت‌ترین کار، انفعال است؛ خسارت‌بارترین کار، انفعال است. فرهنگ مهاجم نباید ما را منفعل بکند؛ حدّاکثر این است که بگوییم خیلى خب، ما در مقابل این نمیتوانیم یک حرکتى انجام بدهیم، امّا منفعل هم نمیشویم. منفعل شدن و پذیرفتن تهاجم دشمن، خطایى است که بایستى از آن پرهیز کرد.

.
نگذارید دانشگاه جولانگاه حرکتهاى سیاسى بشود. اینکه ما جوان را به‌عنوان یک موتور محرّک تحوّلات سیاسى بپذیریم، حرف من است.

.
نگذارید این “میتوانیم” تبدیل بشود به عکس آن. گفتند ما میتوانیم به قلّه‌هاى رفیع علمى برسیم؛ میتوانیم مرجع علمى جهان بشویم؛ میتوانیم خودمان را از حقارت علمى نجات بدهیم، که امروز نجات دادند و دشمنان ما، مخالفین ما دارند اعتراف میکنند که ایران به دانش دست یافته؛ نه فقط در زمینه‌ى هسته‌اى، در زمینه‌هاى دیگر هم همین را دارند میگویند و اعتراف میکنند. این “میتوانیم” را که در روح این جوانهاى ما دارد جَوَلان میکند، نگذارید از بین برود؛ شما هم بگویید میتوانیم و دنبال کنید این میتوانیم را.ما میتوانیم تمدّن نوین اسلامى را برپا کنیم و دنیایى بسازیم که سرشار باشد از معنویّت و با کمک معنویّت و هدایت معنویّت راه برود؛ این کارها را میتوانیم انجام بدهیم، که به توفیق الهى هم [این کار را] میکنیم.

.
من خیلى نگران زبان فارسى‌ام؛ خیلى نگرانم. سالها پیش ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانى را دُور هم بنشینند. من می­بینم کار درستى در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است. همین‌طور دارند اصطلاحات خارجى [به‌کار میبرند]. ننگش میکند کسى که فلان تعبیر فرنگى را به کار نبرد و به جایش یک تعبیر فارسى یا عربى به کار ببرد؛ ننگشان میکند. این خیلى چیز بدى است؛ این جزو اجزاء فرهنگ عمومى است که باید با این مبارزه کرد. … اسم فارسى را با خطّ لاتین مینویسند! خب چرا؟

.
روى کیف بچّه‌هاى دبستانى چه لزومى دارد که یک تعبیر فرنگى نوشته بشود؟ روى اسباب بازى‌ها همین‌جور؛ من واقعاً حیرت میکنم. این جزو چیزهایى است که شما خیلى درباره‌اش مسئولیّت دارید.

.
مسئله‌ى علوم انسانى هم مسئله‌ى دیگرى است که خیلى مهم است. … به نظر بنده اساسى‌ترین کار هم این است که مبناى علمى و فلسفىِ تحوّل علوم انسانى باید تدوین بشود؛ این کار اساسى و کار اوّلى است که بایستى انجام بگیرد. این هم این مسئله.

.
مسئله‌ى آسیب­هاى اجتماعى و علل فرهنگى آن است؛ که من اشاره کردم به مسئله‌ى طلاق، مسئله‌ى موادّ مخدّر، فسادهاى مالى، مسئله‌ى جنایت. خب یکى از همین تأثیرات تهاجم فرهنگى دشمنان، افزایش سرقت مسلّحانه از بانک­ها است؛ این را اوّل ما در فیلمها دیدیم – قابل توجّه جناب آقاى ضرغامى[۵]- که حمله میکنند؛ حالا عین همان قضایا، اینجا دارد اتّفاق مى‌افتد؛ خب یاد میگیرند دیگر. ما باید این را بدانیم چه‌کار داریم میکنیم. یعنى واقعاً این آسیب­ها را بفهمیم.

.
یکى از خطراتى که وقتى انسان درست به عمق آن فکر میکند، تن او می­لرزد، این مسئله‌ى جمعیّت است؛ … مسئله‌ى جمعیّت را جدّى بگیرید؛ جمعیّت جوان کشور دارد کاهش پیدا میکند. یک جایى خواهیم رسید که دیگر قابل علاج نیست.

.
یاد کنیم از مرحوم آقاى دکتر حبیبى که جلسه‌ى قبلى که اینجا ما دُور هم جمع شدیم، آقاى دکتر حبیبى – با اینکه کسالت داشتند و مریض بودند – شرکت کردند که من از ایشان تشکّر کردم.

.

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=24721 [5]


[۱] اشاره‌ى رئیس جمهور به نیاز شورا به داشتن بخش پایش و نظارت در امر فرهنگ

[۲] اشاره‌ى رئیس جمهور به لزوم مشارکت مردم در مسأله‌ى فرهنگ.

[۳] کنایه از سؤال و جواب‌

[۴] نامه‌ى امام خمینى(ره) به رئیس شوراى عالى انقلاب فرهنگى درباره‌ى اجراى مصوّبات آن شورا (۱۳۶۳/۱۲/۶)

[۵] رئیس سازمان صدا و سیما در دیدار حضور داشت