- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

زاویه راه ما با صراط مستقیم چقدر است؟

صراط مستقیم واحد است و سبل سلام متعدد.

 متنی را که در ادامه ملاحظه می فرمایید از سایت حضرت علامه آیه الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس‌سره نقل شده است. چند نکته قابل عرض اینکه:

۱- راههای‌ بسوی‌ خدا بسیار است‌؛ ولی‌ صراط‌ مستقیم‌ تنها یکی‌ است‌

۲- کوتاهترین راه بین بنده‌ و خدا، صراط‌ مستقیم‌ است

۳- تمام‌ راههای بسوی خدا، به‌ مقدار نزدیک‌ بودنش‌ به‌ راه‌ مستقیم، از صراط‌ مستقیم‌ بهره‌ دارند.

۴- به عبارتی میزان بهره ما ازصراط مستقیم بر اساس معادله زیر محاسبه می شود.

بهره ما از صراط مستقیم = (Seraat Vector) *  cos (زاویه انحراف از صراط)

صراط مستقیم [1]

که در تصویر ارائه شده در متن به خوبی ملاحظه می شود.

———————————————————————————————–

اصل متن:

ملاحظه‌ میشود که‌ سبل‌ (یعنی‌ راه‌) به‌ صیغه جمع‌ آمده‌ است‌، یعنی‌ برای‌ وصول‌ به‌ خدا و کسب‌ مقام‌ تقرّب‌ و خلوص‌ خداوند راههائی‌ وجود دارد؛ امّا صراط‌ مستقیم‌ واحد است‌ و نمی‌تواند بیش‌ از یکی‌ باشد.

اهْدِنَا الصِّرَ’طَ الْمُسْتَقِیمَ صِرَ’طَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ.[۵]

«راه‌ مستقیم‌ را به‌ ما نشان‌ بده‌ و ما را به‌ آن‌ راه‌ هدایت‌ کن‌! راه‌ کسانی‌ که‌ بر ایشان‌ نعمت‌ عنایت‌ نمودی‌!»

وَ إِذًا لَّاتَیْنَـٰهُم‌ مِّن‌ لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِیمًا وَ لَهَدَیْنَهُمْ صِرَ’طًا مُّسْتَقِیمًا[۶].

کسانی‌ که‌ تسلیم‌ محض‌ خدا و رسول‌ خدا باشند و در برابر فرامین‌ خدا چون‌ و چرا نداشته‌ باشند و نسبت‌ به‌ مواعظ‌ و اندرزهای‌ حقّ مطیع‌ محض‌ باشند، این‌ امر برای‌ آنان‌ پسندیده‌ و اختیار شده‌ است‌ و موجب‌ قدم‌ راسخ‌ و گام‌ راستین‌ میباشند؛ و در نتیجه‌ از جانب‌ خدا به‌ آنان‌ اجری‌ عظیمی‌ خواهد رسید، و در صراط‌ مستقیم‌ خداوند هدایتشان‌ خواهد فرمود.

در قرآن‌ مجید صراط‌ مستقیم‌ در سی‌ و سه‌ مورد آمده‌ است‌، به‌ لفظ‌ مستقیم‌ فقط‌؛ و در همه‌ جا به‌ لفظ‌ واحد آمده‌ است‌؛ و اصولاً در قرآن‌ صراط‌ به‌ صیغه‌ جمع‌ مانند صُرُط‌ نیامده‌ است‌.

و امّا سبیل‌ به‌ صیغه‌ جمع‌ زیاد آمده‌ است‌؛ مانند:

یَهْدِی‌ بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَ’نَهُ و سُبُلَ السَّلَـٰمِ.[۷]

«خداوند بواسطه‌ قرآن‌ کریم‌ کسانی‌ را که‌ از مقام‌ رضای‌ خدا پیروی‌ کنند به‌ سبل‌ سلام‌ هدایت‌ میکند.»

ثُمَّ کُلِی‌ مِن‌ کُلِّ الثَّمَرَ’تِ فَاسْلُکِی‌ سُبُلَ رَبِّکَ ذُلُلاً. [۸]

«(خداوند به‌ زنبور عسل‌ وحی‌ فرستاد که‌…) سپس‌ از تمام‌ ثمرات‌ بخور و راههای‌ پروردگارت‌ را به‌ حال‌ تسلیم‌ و انقیاد و مذلّت‌ بپیما!»

وَ مَا لَنَآ أَلَّا نَتَوَکَّلَ عَلَی‌ اللَهِ وَ قَدْ هَدَ’نَا سُبُلَنَا. [۹]

«(پیامبران‌ در پاسخ‌ طواغیت‌ و مستکبران‌ جهان‌ گفتند:) چرا ما بر  خدای‌ خودمان‌ توکّل‌ ننمائیم‌ و امور خود را به‌ او نسپاریم‌ در حالیکه‌ او راههای‌ ما را بسوی‌ مقام‌ قرب‌ خود به‌ ما هدایت‌ کرد.»

و از اینجا استفاده‌ میشود که‌ راههای‌ بسوی‌ خدا بسیار است‌؛ ولی‌ صراط‌ مستقیم‌ تنها یکی‌ است‌ و تمام‌ این‌ راهها به‌ مقدار نزدیک‌ بودنش‌ به‌ راه‌ مستقیمی‌ که‌ اقصر فاصله‌ بین‌ بنده‌ و بین‌ خداست‌، از صراط‌ مستقیم‌ بهره‌ دارند.

پس‌ هر چه‌ زاویۀ‌ انحراف‌ آن‌ سبل‌ از راه‌ راست‌ تصوّری‌ و توهّمی‌ که‌ بین‌ این‌ دو نقطه‌ است‌ بیشتر باشد، بهرۀ‌ آن‌ سبل‌ از صراط‌ مستقیم‌ کمتر؛ و هر چه‌ زاویه‌ انحرافشان‌ کمتر باشد بهره‌شان‌ از صراط‌ مستقیم‌ بیشتر است‌.

باری‌ انسان‌ در دنیا قدم‌ میگذارد، خواه‌ از مکتب‌ انبیاء استفاده‌ کند و یا نکند، سیر خود را در دنیا میکند و میمیرد و در باطنش‌ راهی‌ داشته‌ است‌ که‌ به‌ تربیت‌ انبیاء به‌ کمال‌ و تمام‌ رسیده‌ و یا نرسیده‌ است‌؛ بالاخره‌ در باطن‌ خود پیوسته‌ حرکت‌ و سیری‌ داشته‌ است‌. در این‌ حقیقت‌ که‌ شکّی‌ نیست‌.

این‌ راهی‌ که‌ انسان‌ در دنیا بسوی‌ خدا داشته‌ است‌، در عالم‌ قیامت‌ ظهور و بروزی‌ دارد. چون‌ سابقاً دانستیم‌ که‌ تمام‌ موجودات‌ و افعال‌ این‌ عالم‌ مادّه‌ و طبع‌ و عالم‌ مُلک‌ و شهادت‌، در آن‌ عالم‌ غیب‌ و ملکوت‌ یک‌ صورت‌ ملکوتی‌ دارند. یکی‌ از چیزهائی‌ که‌ در اینجا صورت‌ مُلکی‌ دارد همین‌ سیر نفسانی‌ انسان‌ است‌ رو به‌ مبدأ خود که‌ در آنجا صورت‌ ملکوتیش‌ همان‌ صراط‌ است‌.

و شکّی‌ نیست‌ که‌ این‌ صراط‌ را انسان‌ در دنیا داشته‌ است‌. و چون‌ هر کس‌ در دنیا یک‌ صراط‌ دارد، در آخرت‌ هم‌ همان‌ صراط‌ را به‌ صورت‌ ملکوتی‌ آن‌ عالم‌ دارد. و صراط‌ دنیا که‌ در عالم‌ طبع‌ و مادّه‌، در عالم‌ شهوت‌، در عالم‌ غضب‌، در عالم‌ اوهام‌ و اعتباریّات‌، دنیا را اداره‌ میکند، و روی‌ امور اعتباریّه‌ پیوند میدهد و موجودات‌ متفرّق‌ را بر اساس‌ همین‌ اعتبار به‌ هم‌ متّصل‌ میکند، باید در قیامت‌ صورت‌ ملکوتی‌ که‌ بروز صورت‌ مُلکی‌ است‌ داشته‌ باشد.

بنابراین‌ تمام‌ افراد بشر که‌ در دنیا آمدند و از دنیا میروند؛ اصل‌ ظهور و بروز دنیا در قیامت‌، جهنّم‌ است‌، و راهی‌ که‌ انسان‌ از دنیا به‌ بهشت‌ دارد صراطی‌ است‌ در جهنّم‌ که‌ باید از آن‌ عبور کند و به‌ بهشت‌ برسد.

چون‌ هر چیزی‌ که‌ انسان‌ را از خدا دور کند جهنّم‌ است‌. مراد از دنیا زندگی‌ کردن‌ بر روی‌ زمین‌ نیست‌، بلکه‌ زندگی‌ کردن‌ در عالم‌ تعلّقات‌ است‌. هر فردی‌ که‌ در دنیا می‌آید تعلّقاتی‌ پیدا میکند؛ ظهور و بروز این‌ تعلّقات‌ جدا کنند و غافل‌ کنندۀ‌ از خدا در آخرت‌، جهنّم‌ است‌.

[۵] ـ آیه‌ ۶ و صدر آیه‌ ۷، از سورۀ‌ ۱: الفاتحه‌

[۶] ـ آیه‌ ۶۷ و ۶۸، از سورۀ‌ ۴: النّسآء

[۷] ـ صدر آیه‌ ۱۶، از سورۀ‌ ۵: المآئده‌

[۸] ـ صدر آیه‌ ۶۹، از سورۀ‌ ۱۶: النّحل‌

[۹] ـ صدر آیه‌ ۱۲، از سورۀ‌ ۱۴: إبراهیم‌

 

منبع:

پایگاه علوم و معارف اسلام، حاوی مجموعه تالیفات حضرت علامه آیه الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس‌سره

معاد شناسی جلد هشتم، صفحه ۱۹ تا ۲۲

 

http://www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/maadshenasi/maad8/maad8.1.htm#_Toc70146594