- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

فرهنگ عمومی (ده): نان حلال، نان حرام!

 

متن طنزی به دستم رسید که ابعادی از رزق حلال و حرام را تبیین نموده است. لذا در ادامه آن را مشاهده می نمایید.

آقا تقى یک ماست‌بندى دارد.
او همیشه پولِ آبِ مغازه را سروقت مىدهد تا آبى که در شیرها می‌ریزد و ماست مى بندد حلال باشد.
او می گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روى زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه نباشد.

همسایه ى ما کارمند یک شرکت است.
او می‌گوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گیرم.
آدم باید دنبال نان حلال باشد.
می‌گوید: من ارباب رجوع را مجبور می‌کنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه می‌گیرم!

مدیرمان یک غذاخورى دارد.
همیشه حواسش است که غذاى خوبى به مردم بدهد.
او می‌گوید: در غذاخورى ما از گوشت حیوانات پیر استفاده نمی‌شود و هر چه ذبح می‌کنیم کره الاغ است که گوشتش تُرد و تازه است و کبابش خوب در می‌آید. او حتماً چک می‌کند که کره الاغ‌ها سالم باشند و گر نه آن‌ها را ذبح نمی‌کند.
می‌گوید: ارزش یک لقمه نان حلال از همه‌ى پول‌هاى دنیا بیشتر است!! آدم باید حلال و حروم نکند.
می‌گوید: تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمی‌کند. پول حرام بىبرکت است.

 

و این حکایت ادامه دارد …..

 

1194985624696670932tasto_10_architetto_fran_01.svg.med [1]

اللهم طهّر بطوننا من الحرام و الشبهه؛

خدایا! شکم هایمان را از غذاهای حرام و شبهه ناک پاک کن