- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

نکاتی پیرامون روند تکامل مکاتب مدیریتی

بر اساس آنچه که درباره سیر تحوّل مکاتب مدیریتی بیان می‌‌گردد، مدیریت تئوری‌‌های شش‌‌گانه ذیل را تجربه کرده است؛ که شامل سه مکتب[۱] و سه رویکرد[۲] است؛ که در ادامه به صورت بسیار خلاصه بیان می گردد.

۱٫ مکتب کلاسیک

قائل به اصالت ساختار است. (ساختار پایه است) لذا این مکتب را تک بُعدی (بُعد ساختار) می‌‌دانند. شعار اساسی مکتب کلاسیک این است که «سازمان خوب سازمانی است که ساختار خوب داشته باشد». در این مکتب نقش انسان نادیده گرفته شده، و نگاهی مکانیکی و ماشینی به سازمان در این مکتب حاکم است؛ و انسان را فقط به عنوان نیرو و ابزار می‌دانند.

 

۲٫مکتب نئوکلاسیک

قائل به اصالت انسان و رفتار است. (انسان پایه است) لذا این مکتب را نیز تک بُعدی (بُعد انسانی) می‌‌دانند. این مکتب ساختار را قبول دارد، ولی قائل به اهمیّت و اثرگذاری ساختار نیستند. شعار اساسی مکتب نئوکلاسیک این است که «سازمان خوب سازمانی است که کارگر خوشحال داشته باشد».

logo person [1]

۳٫ مکتب سیستمی

این مکتب جمع بین مکتب کلاسیک و نئوکلاسیک است. یعنی هم عوامل ساختاری و هم عوامل رفتاری و انسانی را در مدیریت مهم می‌‌داند؛ لذا مشکل مطلق گرایی را حل کرده است. پس می‌توان گفت که مدیریت تک بُعدی را به مدیریت دو بُعدی (بُعد ساختار و بُعد انسان) تبدیل کرده است.

۴٫ رویکرد اقتضایی

اگر به مکتب سیستمی بُعد «شرایط» را اضافه کنیم به رویکرد اقتضایی می‌‌رسیم؛ لذا باید شرایط را بشناسیم و متناسب با آن شرایط ابزار مناسب را انتخاب کنیم. شعار این رویکرد «بستگی دارد به[۳]» است. یعنی نسخه خاصی برای همه شرایط وجود ندارد؛ لذا می‌توان گفت که این رویکرد مدیریت سه بُعدی (بُعد ساختار، بُعد انسان و بُعد شرایط) را ارائه می‌‌دهد. بر اساس دیدگاه حاکم در این رویکرد، مدیر ناظم درونی است، و فقط به SW (قوّت و ضعف) توجّه دارد؛ لذا با اسناد هویتی سازمان کار می‌‌کند.

۵٫ رویکرد استراتژیک

اگر به رویکرد اقتضایی، مؤلفه محیط (خارجی) را اضافه کنیم، رویکرد استراتژیک بدست می‌‌آید. بر اساس دیدگاه حاکم در این رویکرد، مدیر فقط ناظم درونی نیست، بلکه به همه مؤلفه‌های SWOT توجّه دارد؛ لذا با اسناد هویتی و راهبردی سازمان کار می‌‌کند.

۶٫ رویکرد جهانی

این رویکرد همان رویکرد استراتژیک است، با این تفاوت که سطح عمل آن محیط جهانی است. پس یک توسعه کمّی اتّفاق می‌‌اُفتد، ولی از لحاظ کیفی همان رویکرد استراتژیک است.


[۱] مکتب یا School، اساس تفکّر را می سازد. مکتب رویکرد را می سازد، ولی رویکرد نمی تواند مکتب بسازد. در حقیقت هر مکتبی رویکرد است ولی هر رویکردی مکتب نیست.

[۲] رویکرد یا Approach، بر مبنای مکتب تشکیل می شود.

[۳] Depends on