- وب سایت مهندس علي ماهرالنقش - http://www.amaher.ir -

پیشنهاد هفده: استفاده از کلمه مستضعف بجای آسیب پذیر

واژگان مورد استفاده در ادبیات هر ملتی بیانگر ارزش ها و نگرش های حاکم بر آن جامعه است. لذا باید مراقب پدیده استدراج در انحراف از ارزش های مردم مان باشیم.

یکی از مصادیق این پدیده استدراج جایگزین شدن عبارت «آسیب پذیر» بجای کلمه «مستضعف» است! کلمه مستضعف ریشه عمیق دینی در فرهنگ این سرزمین دارد. واژگانی الهی و ارزشی است. مستضعف به معنای ضعیف شمرده شده، ضعیف انگاشته شده است. که می تواند ضعیف انگاشته شده مادی یا معنوی باشد.

در ادامه چند نکته درباره مستضعف و آسیب پذیر  ذکر می شود.

 

۱-    امام (ع) می فرمایند: «وَ رُوِیَ أَنَّهُ تُلِیَ بِحَضْرَتِهِ ع وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا الْآیَهَ فَهَمَلَتَا عَیْنَاهُ ع وَ قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْمُسْتَضْعَفُون‏»[۱] ما مستضعف هستیم. همان مستضعفانی که قرار است امام و وارث زمین شوند[۲].

۲-    مستضعف (به ضعف کشیده شده) در مقابل به مستکبر (به ضعف کشاننده) مطرح است. مظلومیتی در مقابل ظلمی.

۳-    مستضعف قابلیت و استعدادِ رشد و تعالی دارد، ولی بدلایلی در ضعف نگه داشته شده است.

۴-    با شنیدن کلمه مستضعف به دنبال عامل استضعاف می گردیم. سراغ می گیریم چه کسی یا چه چیزی عامل این استضعاف بوده است.

۵-    کوخ‏ نشینى (استضعاف) برخاسته از کاخ‏ نشینى (استکبار) است[۳].

۶-    وقتی بجای کلمه «مستضعف» از عبارت «آسیب پذیر» استفاده شد، آیا بجای کلمه «مستکبر» هم از عبارت «آسیب رسان» استفاده گردید؟ یا «مستکبر» را در ادبیات و گفتمان حاکم حذف کردیم؟

۷-    آیا تبدیل تدریجی این واژگان در دولت تکنوکرات ها سهوی بود یا عمدی؟ و با چه نیّتی؟

 

پس،

اوّلاً: کلمه «آسیب پذیر» معادل «مستضعف» نیست.

ثانیاً: واژگان «مستکبر» و «آسیب رسان» نباید فراموش شود.

ثالثاً: مسئولان محترم مراقب روند تدریجی (استدراج) حذف گفتمان ارزشی باشند.

 
و نهایتاً اینکه پیشنهاد می شود بجای کلمه آسیب پذیر دوباره از واژه ارزشی مستضعف استفاده فرمایید. لطفاً!

 


[۱] بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۵۱، ص ۶۴، باب ۵

[۲] َ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین‏ (سوره قصص-آیه ۵)

[۳] الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۴، ۲۹۴